**
آن کسانی که خیال میکنند ائمه هدات مهديين (صلوات الله عليهم اجمعین) در فکر به دست آوردن قدرت و حکومت نبودند، روی این حرف یک قدری مطالعه کنند.**
آیا حکومت وظیفهی الهی امام بود یا نبود؟ من سؤال میکنم: آیا خلافت و به دست گرفتن زمام امر اسلام و جامعهی اسلامی، وظیفهی امیرالمؤمنین و امام حسن مجتبی بود یا نبود؟ مسلماََ بود؛ مگر میشود کسی بگوید نبود. اگر نبود چرا پیغمبر خلافت را بدهد به او؟ چرا او را منصوب کند؟ چرا این تعهد را از او بگیرد؟ و چرا خود امیرالمؤمنین برای خاطر این کار آن همه تلاش بکند؟
مگر نشنفتهاید که بعد از ماجرای سقیفه امیرالمؤمنین «صلوات الله علیه»، دختر پیغمبر را مینشاند، سوار میکرد و در خانهی این و آن [میرفت] و آنها را به یاد گفتهی پیغمبر میانداخت؟ چرا این کارها را میکرد؟
**چون وظيفه اش بود که زمام حکومت را به دست بگیرد**
لازم بود بکند. آن مقداری که باید امیرالمؤمنین در آن شرایط خاص تلاش بکند، کرد. ممکن بود شمشیر بکشد اما اگر شمشیر میکشید، یک عیب بزرگ تری پیش میآمد؛ نهال اسلام جوان بود: دستهای دشمنان اسلام قوی بود؛...
این جور نیست که اگر از امام، حق او را گرفتند، بگوید حالا که این مردم قدر من را ندانستند و حق من را به من ندادند، من هم با این مردم قهر میکنم، میروم در خانه مینشینم و دعا میخوانم؛ حرف ما چنین چیزی نیست. هرکه این سخن را دربارهی امام بگوید، به امام تهمت زده، به امام اهانت کرده، معنای امام را ندانسته، بیمعرفت است، معرفتش را باید کامل کند.
📙کتاب "حماسه امام سجاد علیه السلام"، صفحه ۶۶ و ۶۷
@qom_khamenei_ir