می طراود ز ساحل کوثر چشمه چشمه حقیقت زمزم مانده در کار خلقتش مبهوت چشمِ حق بینِ هاجر و مریم 🌷 آنقدَر با کرامتش دانند که رسولش می نامد همۀ پنج تن که پر بکِشند یک تنه در مسیر می ماند 🌷 رتبۀ او والاست لحظه ای جز خدا نمی جوید در جواب امام خود حتی چون که یک گفت، دو نمی گوید 🌷 کیست این آسمانِ عزّ و شرف کیست این بانوی وفا یا رب این چه اعجوبه ایست کز عظمت نام او را گذاشتی زینب 🌷 او به اندازۀ همه عالم قد عَلَم می کند برابرِ ظلم هر که خیزد برابر عَلَمش هر که باشد، بُوَد برادرِ ظلم 🌷 هِمّتش کوخ را کند آباد دولتش کاخ را کند ویران مکتب او سه ساله ای دارد که شود پیر و مرشدِ پیران 🌷 هرکجا نام کربلا باشد نام او می درخشد از مَحمِل می شود با سر برادر خود همسفر در خطر چهل منزل 🌷 به گمانم هنوز در چشمش کوچه ای مانده تیره و تاریک ذات حق را قسم به او باید تا زمانِ شود نزدیک 🌷 خون سرخ حسین می گوید: زینبا روز راز می آید انتقام امام در راه است تک سوار حجاز می آید 🌷 🌸 هدیه نثار حضرت زینب کبری سَلامُ اللَّهِ عَلَیها و خاندان مطهرشان صلوات 🌹🌹🌹🌹🌹 🌷قرآن ناطق🌷 https://eitaa.com/joinchat/2308636738C3c2137cbd3