.
♻️
روسیه، جزایر سه گانه و کاظم جلالی
🔹 قسمت اول
🔰 حمید رسایی: در روزهای گذشته اقدام روسیه در همراهی با کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در صدور بیانیه مشترکی در مسکو که در آن یک پارگراف به موضوع جزایر سهگانه ایرانی و طرح امارات برای مذاکره دوجانبه در این خصوص با ارجاع موضوع به دیوان بینالمللی دادگستری، سر و صدای فراوانی در افکار عمومی و رسانههای داخلی برجای گذاشت که بازتابهای آن همچنان ادامه دارد.
ضمن قدردانی از این حساسیت و واکنش مردم فهیم و رسانههای داخلی، در این یادداشت میخواهیم این موضوع و رویکرد روسیه را از منظر دیگری مورد بررسی قرار دهیم.
کمتر کسی است که با نگاه دولت دوازدهم و شخص حسن روحانی و جواد ظریف به مقوله نگاه به شرق آشنا نباشد. در نقش داشتن کلیدی این دو در تنظیم و اجرای تعاملات بینالمللی و سیاست خارجی تردیدی نیست. اولی رییس جمهور و بالاترین مقام اجرایی کشور و رییس هیأت دولت و دومی وزیر امور خارجه و متولی دستگاه سیاست خارجی آنهم برای دو دوره کامل چهار ساله بودند.
روحانی و ظریف بارها در نشستها و مواضع مختلف نشان دادند که نه تنها رویکرد و تمایلشان فقط به غرب است بلکه به شدت به همکاری و توجه به شرق به ویژه دو کشور اصلی این منطقه یعنی چین و روسیه حساسیت و زاویه دارند. این مفهوم اخیرا و در سخنان جواد ظریف نیز مورد تایید قرار گرفت تا آنجا که وی پس از یک دوره سکوت دو ساله همراه با حسن روحانی، ضمن تاکید بر غیرقابل اعتماد بودن چین و روسیه، بیتوجهی خود و مجموعه دولت به آنها را ناشی از نقش مخرب این دو در تعقیب و تحقق منافع ملی و تامین امنیت کشور در عرصه منطقهای و بینالمللی دانست.
البته ظریف به سهم و مسئولیت خود در انتصاب و بکارگیری دیپلماتهای ناتوان، منفعل و ناکارآمد برای تحقق و تأمین منافع ملی و پیشبرد سیاست خارجی که متأسفانه در دولت جدید همچنان در برخی کشورها درحال ادامه است، اشاره نمیکند ولی ماجرا آنجا جالب میشود که چند روز قبل تعدادی از دیپلماتهای ارشد و سفیران سابق دستگاه سیاست خارجی همنوا با رویکرد ظریف، سیاست موفق دولت سیزدهم در تعامل با همسایگان و توجه به شرق به جای تمرکز صرف روی اروپا و آمریکا را به بهانه چالش اخیر با روسیه، موجب خسارت غیرقابل جبران به منافع کشور تلقی کردند و با زیر سوال بردن این سیاست جدید، به بهانه ضرورت سیاست خارجی متوازن، نگاه به اروپا با تمام خباثت های مرتکب شده در عرصههای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، امنیتی، اقتصادی و … را توصیه میکنند.
این مقدمه را از این جهت بیان کردم که ببینیم چگونه در چنین شرایطی یکی از بزرگترین و مهمترین سفارتخانههای جمهوری اسلامی ایران به کاظم جلالی نماینده مجلس شورای اسلامی پس از از یک استعفای ساختگی و بدون هیچ سابقه مدیریت دیپلماتیک و بین المللی به پیشنهاد ظریف و موافقت روحانی واگذار میشود.
عمده فعالیتهای جلالی در گروههای دوستی پارلمانی آنهم با کشورهای اروپایی بوده و صرفا در یک دوره از مجلس (هفتم) عضویت در گروه دوستی پارلمانی با روسیه را در کارنامه خود دارد. وی نه تنها با ماهیت کار دیپلماتیک به ویژه در سطح سفیری آن هم در کشور مهمی چون روسیه آشنا نیست بلکه با زبان روسی و انگلیسی کاملا ناآشنا است تا جاییکه در سفارت فعلی، تمام امور تعامل و تماس ها با مقامات روسی و سفیران مقیم روسیه از طریق مترجم صورت میپذیرد.
شاید تنها و مهمترین اثر و فعالیت خارجی کاظم جلالی را بتوان رساله دکترای وی با عنوان مطالعات تطبیقی اندیشههای هابز. لاک و روسو در خصوص تعارض اجتماعی دانست که صد البته هیچ ارتباطی با جایگاه سفیری ندارد.
البته جلالی تنها مورد منصوب ظریف در منطقه و در بین همسایگان نیست که همچنان با خیالی آسوده و مطمئن در حال انجام تکالیف محوله است بلکه انتصاب عباس موسوی دیپلمات جوان و بی تجربه به سفارت جمهوری اسلامی ایران در باکو و موارد دیگری از این دست میتواند در برنامهریزیهای حرفهای حسن روحانی و جواد ظریف در تضعیف نگاه به شرق با تاکید بر غیرقابل اعتماد بودن کشورهایی نظریه روسیه، چین، آذریابجان و … مورد توجه قرار گیرد.
برای مثال تحولات روابط ایران و باکو در کنار سیر تحولات روابط سیاسی ایران و روسیه را در سالهای تصدیگری منصوبان ظریف ملاحظه کنید که به مثابه یک پروژه در صدد تضعیف حداکثری اعتماد و یا تخریب آن است.
🔹 ادامه یادداشت را اینجا بخوانید:
https://eitaa.com/rasaee/9695