✳
خسارتهای بزرگ و سخنان بر زمین مانده + رهبری معظّم حفظه الله و سابقهی گذشته بر مسئلهی جمعیت!
🔷 دو قطعه از بیانات رهبر معظّم انقلاب حفظه الله را ابتدا تقدیم میکنم:
🔹 قطعه نخست:
كشور ما یكی از نادرترین كشورها در زمینههای عمران و آبادانی است.
ما اگر دو برابر امروز هم جمعیت داشته باشیم، باز هم میتوانیم بدون كمترین نیازی به كشورهای دیگر، خود را به بهترین وجه اداره كنیم.
این ظرفیت خوب، هم در خاك بابركت ما، و هم در استعدادهای انسانی ممتاز كشور، و هم در دستورات و روش و قانون اساسی، و هم در مسؤولان ما وجود دارد.
🔹 اما قطعه دوم:
جمعیت كشور، هفتاد و پنج میلیون. البته بنده همین جا عرض بكنم؛ من معتقدم كه كشور ما با امكاناتی كه داریم، میتواند صد و پنجاه میلیون نفر جمعیت داشته باشد. من معتقد به كثرت جمعیتم.
هر اقدام و تدبیری كه میخواهد برای متوقف كردن رشد جمعیت انجام بگیرد، بعد از صد و پنجاه میلیون انجام بگیرد!
حال فکر میکنید این دو سخن را ایشان چه زمانی بیان کردهاند؟!
صحبت نخست برای ۱۸ تیر ۱۳۶۸ است!
یعنی
تنها حدود یک ماه بعد از رحلت بنیانگذار کبیر انقلاب، نگاه بصیر و نافذ ایشان، دقیق به چیزی اشاره کردند که اندکی بعد، محل عملیات دشمنان خارجی و جریاناتی در داخل است که برخی از سر جهل (البته جهل مرکّب!) و برخی شاید! از سر نفاق و خیانت خواهد شد!
ایشان از همان ابتدا موضع خود را در مسئله جمعیت به صراحت بیان کردند!
اما همان جریانات داخلی، با همان ویژگیهایی که ذکر شد، با قدرتِ تمام و با استفاده از تمام ظرفیتهای سیاسی و فرهنگی و پزشکی و آموزشی و به اصطلاح علمی و... بر خلاف منویات و هشدار و رهنمون حکیمانهی ایشان عمل کردند!!
در سال ۶۸ جمعیت کشور حدود ۵۳ میلیون نفر بوده، آن زمان ایشان به صراحت گفتند با همان امکانات کشور، ایران ظرفیت جمعیتِ تا بیش از ۱۰۰ میلیون نفر را دارد!
اما آقایان در عمل چه کردند؟!
آن جریانی که ویژگیهایش برشمرده شد و اتفاقا در مسند اجرایی و فرهنگی و پزشکی و به اصطلاح علمی کشور هم حاکم بودند!!
گمان میکنید سخن دوم برای چه زمانی است؟!
برای بیش از ۱۲ سال قبل!! ۱۶ مرداد ۱۳۹۰!
که خیلیها همچنان وجود هرگونه بحران در مسئله جمعیت را انکار میکردند!!
و برخی همچنان از سیاستهای تحدید جمعیت دفاع میکردند تا جایی که درس مزخرف، احمقانه، به شدّت غیر علمی و پوپولیستی با ظاهر علمیِ «جمعیت و تنظیم خانواده» که مشحون بود از نظریات خزعبل امثال توماس رابرت مالتوس را به خورد دانشجویان این سرزمین میدادند! (از جمله به خورد ذهن نگارندهی این متن نیز داده شد!)
حرفهای سکّاندار انقلاب را گوش نمیدهند و نمیدهیم!
بعد هم میگوییم چرا اینجور است!
بعد هم برخی با نهایت وقاحت و حماقت، نوک پیکان نقد را به ایشان برمیگردانند و حال آنکه مولی امیرالمؤمنین علی علیهالسلام هم با چشمانی اشکبار بر فراز منبر مسجد کوفه با آه و اندوه و خشم، خطاب به کوفیان فرمودند:
...دل من از دست شما پر خون،
و سينهام از خشم شما مالامال است
و غم و اندوه را، جرعهجرعه به من نوشانديد!
تدبیرهای مرا با سرپیچی و بیاعتنایی به سخنانم تباه كرديد،
...دريغ،
آن كس كه فرمانش را اجرا نكنند، تدبیرش مؤثر واقع نمیشود!
(...لَكِنْ لَا رَأْيَ لِمَنْ لَا يُطَاعُ.) نهج البلاغه (سید رضی): فراز از خطبه ۲۷
⭕ و البته همین امیرالمؤمنین علیه السلام با وجود نافرمانیِ قاطبهی کوفیان که بر اثرش خسارات جبران ناپذیر به کیان نظام اسلامی وارد شد،
ماندند تا پایان و به این بهانهی این نافرمانیها، کناره نگرفتند از رهبری جامعه!
پ.ن: ایشان با این همه نهی صریح علنی و مخفی به سیاست خسارتبار تحدید جمعیت،
باز با بزرگواری آمدند و خود را هم مقصر دانستند؛ حال که مقصران اصلی این فاجعه و خسارت عظیم با وقاحت همچنان از اقدامات خود دفاع میکردند و میکنند...
و این بزرگواری ایشان درسی است بس عظیم...
افسوس که نه از سیرهی ایشان به درستی درس میگیریم و نه فرامین و رهنمونهای ایشان را به درستی اجرا میکنیم...
@readandthink