✨
#شعر_عاشورایی
🥀 دستی است که از بدن جدا میباشد
چشمی است که خون به آسمان میپاشد
آمادهی گریه میشود بزمی که
عباس علی سوژهی شعرش باشد
🥀 تا قامت صد چاک دلاور میریخت
از بال عقاب آسمان، پر میریخت
تصویر عجیبی است که تا رود فرات
از خجلت مشک، خاک، بر سر میریخت
🥀 او رفته که چون تیغ دو دم برگردد
ای وای اگر قدم قدم برگردد
ای لشگر تیر و نیزهها گوش کنید
این کوه نباید به حرم برگردد
🥀 شب، فکر و خیال تازهای در سر داشت
در خاک تنت، حادثه دریا را کاشت
آن لحظه که از اسب به خاک افتادی
دستان تو را آب، غنیمت برداشت
🥀 لبهای عطش را به دو چشمانش دوخت
از غیرت او سینهی دریا میسوخت
افتاده به خاک پیش او اقیانوس
او داشت به آب، تشنگی میآموخت
✍🏻
#مجتبی_حیدری
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴
✅ کانال
#خیمه_عاشورایی_روز_دهم در ایتا را به دوستان خود معرفی کنید:
@roozedahom10