🔖 #باران شدیدی در #ٺهران باریده بود، به طوری که خیابان ۱۷ شهریور را آب گرفٺه بود! چند پیرمرد می‌خواسٺند به سمٺ دیگر خیابان بروند مانده بودند چه کنند؟! همان موقع #ابراهیم_هادی از راه رسید، پاچه شلوار را بالا زد، با کول کردن پیرمردها، آنها را به طرف دیگر خیابان برد!... 👈جایی در #سوریه هم #رزمنده‌ها زیر باران در پیاده رو #نماز می‌خواندند، می‌دونی چرا؟؟؟ چون نمیدانسٺن صاحب منزل از نماز آنان در منزلش #راضی هسٺ یا نه!!! ✍آره دوسٺ عزیزم؛ چنانچه بخواهیم از سیم خاردار رد بشیم باید اول از سیم خاردار نفسمون رد بشیم #شهدا هم قبل از هر چیز، #نفس خود را شکسٺن ٺا #شهید شدن!!! و این رزمندگان دلاور هم قبل از شکسٺ #دشمن نفس خود را #شکسٺ داده‌اند! 📌 #زندگی اینها را ببینیم و کمی فکر کنیم دقیقا" ما کجاییم و چه می‌کنیم؟!