🍂🌸 شهادت پس از اقامه نماز پدر نحوه شهادت مهدی را از زبان يكي از همرزمانش اين‌گونه بازگو ميكند: 👇 «‌‌يك گروه ۵ نفره بودند در شهر حلب. ۳ تا سوری و ۲ تا ايرانی ؛ مهدی و ميثم. بعد از سحر راهی می شوند. 🌱 موقع اذان، مهدی ميخواهد نماز بخواند اما چون در تيررس دشمن قرار داشته نمازش را نشسته ميخواند🫰 ميثم هم تيمم كرده و اقامه نماز ميكند.» همرزمش ميگفت پس از نماز از هر طرف تير‌اندازی ميشد. مهدی در جلو و بقيه پشت سرش وارد خانه‌ای ميشوند. 🥹 مهدی بالای بام خانه ميرود تا شرايط را بررسی كند و به همرزمانش دستور تيراندازی ميدهد. ✨ از هر طرف به سوی خانه آتش می باريد و رزمنده‌ها وارد اتاقی می شوند اما مهدی نمی آيد.🖤💔 در حين تيراندازی گلوله‌ای به پايش اصابت ميكند.😔 با اين حال به خودش مسلط ميشود و موقعيت را با بی سيم اعلام كرده و با دست ديگر شليك ميكند. خون زيادی از پايش ميرود.🥀 ميثم داد ميزند مهدی بيا. تير دوم هم به پايش اصابت ميكند و او بی اعتنا با بی سيم حرف ميزند تا موقعيت را به ديگر همرزمان اطلاع دهد. 💔 در اين حين تكفيری ها نارنجكی به داخل ساختمان می اندازند و ميثم ديگر چيزی متوجه نمی شود.» وقتی چشم باز كردم نيروهای خودی برای كمك رسيده بودند. اما مهدی شهيد شده بود.🌷 اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج