🔴عزت اقتصادی در بحران اقتصادی 📝حسین مهدیزاده 🔻وضعیت اقتصادی آلمان پس از جنگ جهانی اول بسیار وخیم شد و نرخ تورم بسیار بالا رفت. در سال 1923 هنگامی که نیروهای فرانسه و بلژیک برای وادار کردن آلمان به پرداخت غرامت جنگی وارد منطقه «رور» شدند، دولت در اقدامی میهن پرستانه، مردم را به مقاومت منفی دعوت کرد. چون افزایش مالیات ها مورد پسند عامه نبود، دولت به وسیله چاپ اسکناس، از کارگران کارخانه های رور و خانواده های آنها حمایت کرد و در همان حال اجازه داد اعتبارات بانکی با نرخ بهره بیشتری عرضه شود. در اوج تورم حاصل از این اقدامات، بیش از 30 کارخانه کاغذ سازی و 150 چاپخانه و دور هزار ماشین چاپ به طور شبانه روزی برای برآوردن نیاز به پول کار می کردند. ولی این تدبیرها نیز با شکست مواجه شد، زیرا مقدر پول در گردش از سرعت افزایش قیمت ها کمتر بود. اسکناسهایی که به مقدار فراوان و با مبلغ اسمی دها هزار مارک چاپ شده بود، قبل اینکه از چاپخانه خارج شود، مجددا زیر ماشین چاپ می رفت و مبلغ اسمی آن به ارقام میلیونی تبدیل می شد. کارگران دستمزدهای خود را با کیسه های خرید و حتی گاهی با چرخ دستی پر از پول و آن هم روزی دو بار دریافت می کردند . دستمزد صبح فقط صرف ناهار ظهر می شد، زیرا بیم آن میرفت نرخ ارز که بعدازظهر العلام می شد، تغییر کند و قیمت ها باز هم افزایش یابد. 🔻هنگامی که بهای ذغال سنگ به میزان سرسام آوری افزایش یافت، برخی از مردم، دستمزدهای بعدازظهر را به جای زغال سنگ در اجاق آشپزخانه می سوزاندند! سرانجام کار به جایی رسید که با یک دلار آمریکا میشد، 4 تریلیون و 200 میلیارد مارک آلمان خریداری کرد! 🔍اما مرگ، سرانجام آلمانِ تحت فشار نبود. آلمان در سال 1939 دوباره آنچنان تنومند شده بود که آغازگر جنگ دوم جهانی شد و این فرود و اوج مجدد به یک رخداد افسانه ای در تاریخ مدرنیته تبدیل شد. این تازه داستان جنگ اول جهانی بود. آلمان در جنگ دوم هم شکست خورد اما باز هم توانست خود را بازیابد. آلمان ظرف کمتر از 40 سال دوبار اوج وحشتناک و اوج مغرورانه را تجربه کرد 🔍همه اصرار دارند که بگویند بیماری اقتصادی امروز ایران بیماری هلندی است، یعنی تزریق بی رویه ارز حاصل از فروش منابع طبیعی به اقتصاد ملی که منتهی به غیر واقعی شدن سودآوری صنعت شده است. آیا این تنها راه تصور بیماری اقتصاد ایران امروز است؟ 🔍 واقعا در مدیریت بحران اقتصادی امروز، بهتر است که در آن تورم کنترل شود یا حفظ عزت و باور ملی به آینده برای خروج از رکود نیاز حیاتی تری است؟ انتخاب آلمانها در 1923 بهتر بود یا کنترل تورم به قیمت دامن زدن به رکود و سرخوردگی صنایع و بخش عمومی که امروز در ایران جاری است؟ به سیاست اقتصادی امروز ما اضافه کنید این نکته را که تقریبا همه منابع بانکی دولت به ابرصنایع بزرگ دولتی تزریق می شوند تا از طریق آنها بتوان نرخ رشد اقتصادی را برای پز دادن پیش خارجی ها کنترل کنیم. در حالی که خیلی از صنایع کوچک بیش از 8 ماه است که بازار نه از آنها می خرد و نه به آنها می فروشد و نه حتی قیمت خرید و فروش محصولاتشان اعلام می کند. مثل بعضی از صنایع تکمیلی نفت بعد از افت قیمت نفت در 93! 🔍 پی نوشت ها از دل پرد درد خودم، اما متن اصلی از: «گفتارهایی در تاریخ تمدن»، عطا بیگدلی، ص 370-371. کتاب خوبی است!