اون قسمت‌هایی از «زندگی پس از زندگی» که مهمون‌ها تعریف می‌کنن اونجا اعمالِ خوبشون محو شده بود، نبود، وجود نداشت، در صورتی که اینها خودشون اون اعمال رو یادآوری می‌کردن، منو یاد این جمله‌ی آیت‌الله‌جوادی‌آملی میندازه که «اگر کاری برای وجهِ خدا نبود، از بقا سهمی ندارد.» کار خیر میکنیم به گمان خودمون هم چه توشه‌ای برداشتیم برای اون دنیا «الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً» بعد اونجا ازمون می‌پرسن اخلاصش کو؟ برای کی انجام دادی؟ فلان متن رو نوشتی که فلانی خوشش بیاد؟ فلان کار خیرِ فرهنگی رو کردی بگن اوووف طرف چه رزومه‌ای داره؟ خدا کجاست وسط این کارهای خیرت مومن؟! از مجموعه نوشته‌های .