#رمان
#قسمت_صد_و_یازده
سلوا که کولهی محمدجواد را بر دوشش انداخته بود رو به هُما کرد و گفت:
«باید محمدجواد و ذال رو پیش برهان برگردونیم. زمان زیادیه که در حال تمرین هستیم.»
هُما گفت:
«به نظر من هم هر چیزی که لازم بود محمدجواد یاد بگیره بهش آموزش دادیم.»
بالهایش را باز کرد تا محمدجواد و ذال را سوار کند. سلوا گفت:
«بیا محمدجواد این هم کولهات. برید خدا به همراهتون. من باید برم سراغ مهمون بعدی.»
ذال گفت: «یعنی با ما نمیای؟»
سلوا گفت:
«منتظر مهمون بعدی هستم. نمیتونم بیام.» محمدجواد در حالی که کوله را از سلوا میگرفت نگاهی به او کرد. دلش برای سلوا تنگ میشد. سلوا را بغل کرد و بوسید و از او قدردانی کرد. مدتی بعد هُما با مسافرانش از دید سلوا محو شدند.
محمدجواد شمشیر و کولهاش را محکم گرفته بود. از آن بالا همه چیز کوچک به نظر میرسید، تا اینکه هما گفت:
«رسیدیم. آمادهی فرود باشید.»
برهان و حروف دور هم نشسته بودند و صحبت میکردند. با دیدن هُما همه ایستادند. هُما در کنار برهان فرود آمد. ذال از اینکه به جمع دوستانش رسیده بود، خوشحال بود. سریع به سمت لام و مابقی حروف رفت. اما محمدجواد با آرامش از روی شانهی هُما پایین آمد، کولهاش را بر زمین گذاشت و
منتظر برهان ماند. برهان چند قدم به محمدجواد نزدیک شد و براندازش کرد. چشمش به ایلیا افتاد و چشمهایش برقی زد. در یک قدمی محمدجواد ایستاد. محمدجواد دیگر طاقت نیاورد و خود را در آغوش برهان انداخت. هر دو احساس خوبی داشتند.
هُما صدایش را صاف کرد و گفت:
«من دیگه باید برم.»
برهان با مهربانی از آغوش محمدجواد بیرون آمد و گفت:
«بابت همه چیز از تو ممنونم دوست قدیمی.»
هُما که، اهالی باغ قرآن تا آن لحظه به زحمت لبخندش را دیده بودند، لبخندی زد و گفت:
«شاگرد خوبیه. ثابت کرد لیاقت ایلیا رو داره.»
محمدجواد سرش را پایین انداخت و از خجالت سرخ شد. هُما ادامه داد:
«محمدجواد یادت باشه ایلیا تواناییهای زیادی داره؛ اما فقط صاحبش میتونه این تواناییها رو کشف کنه.»
محمدجواد نگاهی به ایلیا انداخت و گفت:
«من از شما سپاس گزارم راهنما.»
و اشک در چشمانش جمع شد. هُما با بالهای بزرگش بازوهای محمدجواد را گرفت و گفت:
«مراقب نامهی اعمالت هم باش. باید بری و موجود تاریکی رو به همون جایی بفرستی که لیاقتش رو داره. هر وقت به کمک نیاز داشتی، کافیه خدا رو صدا کنی.»
بعد پرواز کرد و رفت.
ادامه دارد...
#داستان
#محمدجوادوشمشیرایلیا
ᘜ⋆⃟݊🌱•✿❅⊰'••'•'━━━•─
@setaresho7 اینجا ستاره شو
─•━━━•'••'•⊱❅✿•ᘜ⋆⃟݊🙋♂🙋♀