بیایید از کمی قبلتر مرور کنیم؛
مردم یک کشور انقلاب کردند و گفتند میخواهیم مستقل باشیم، کشور ابرقدرت که تا آن موقع ندیده بود کسی روی حرفش حرف بزند شروع به مخالفت کرد، کمی که از انقلاب گذشت بهمراه چندین کشور دیگر از عراق حمایت کردند تا کشور مقاوم را زمین بزنند، پس از ۸ سال ناکامی عقب کشیدند. بعد از آن شروع به نفوذ کردند تا از داخل بتوانند وابستگی را ایجاد کنند، بازهم موفق نشدند. جنگ رسانهای عظیمی از طریق ماهواره و اینترنت شروع کردند، تحریمهای مختلف اقتصادی و سیاسی و.. وضع کردند، گفتند هیچ کشوری غیر از ما و وابستگان ما نباید به فناوری روز دنیا دسترسی داشته باشد، دانشمندان ما را ترور کردند، زندگی مردم ما را با تحریم و فشار سخت و سختتر کردند، با افراد نفوذی نهایت تلاششان را برای سقوط کردند. بیش از ۷ فتنه سنگین داخلی برای براندازی این نظام طراحی کردند.
دور تا دور کشور ما بیش از ۲۰ پایگاه نظامی زدند. چندین گروه و گروهک تروریستی در منطقه فعال کردند تا ما را تضعیف کنند. همه و همه برای همین که ما میخواستیم کلمهی الله را محور و بالاتر از همه قرار دهیم..
شروع به ترور افراد مهم ما کردند، با تهدید جنگ سالها بر ما فشار آوردند، سرانجام در تابستان ۴۷ سالگی به ما حمله کردند و گفتند کارشان تمام است. ۱۲ روز گذشت و خساراتی خوردیم و افرادی از دست دادیم، خسارات مهمی هم به آنها زدیم اما سرانجام به آتش بس کشیده شد، به راستی که اگر توان نابودی داشتند، چرا آتش بس کردند؟..
پس از جنگ ۱۲ روزه فشار تحریم و نفوذ را به اوج رساندند و وضعیت اقتصادی مملکت بسیار خراب شد، اعتراض بهحق مردم را تبدیل به کودتا کردند و هزاران نفر را به کام مرگ کشاندند..
باز تهدید کردند که ناو فلان داریم و جنگنده فلان، کار شما چند ساعته تمام است! بازهم زیر بار حرف زورشان نرفتیم.
گذشت تا خلاصه به ما حمله کردند و همان ابتدا مهمترین فرد مملکت ما و مهمترین فرماندهان را ترور کردند، جنایتهای زیادی مرتکب شدند از حمله به مراکز درمانی و مدارس و مسکونی و زیرساخت تا مراکز نظامی و هرچه که به دستشان آمد!
کارشان به جایی رسید که پایگاههای بسیج و ایستهای بازرسی در خیابان را هم میزدند، بارها در طول این مدت گفتند کارشان تمام است، موشکهایشان تمام شد، فرماندهانشان کشته شدند، تنگه هرمز باز شد، نیروی دریاییشان نابود شد و هزاران بلوف دیگر. در نهایت امروز همان کسی که گفته بود عظمت را به ایران برمیگرداند با استیصال از تخریب زیرساختهای حیاتی کشور توسط حملههایش خبر میدهد تا شاید ما تسلیم شویم، اما بازهم به آرزوی محال خود نرسیده و نخواهد رسید.
حالا بیش از یکماه از شروع جنگ تحمیلی سوم به مملکت ما گذشته، خسارتهایی هم دیدهایم اما مردم هرشب به حمایت از کشور و نیروهای مسلح در خیابانها هستند، ناوهایی که آورده بود تا بترسیم، موشک خورده و فرار کردهاند، در طول یک روز بیش از ۵ جنگنده و هواگرد پیشرفتهشان را زدهایم و از اول جنگ بیش از ۱۲۰ پهپاد پیشرفته آنها منهدم شده. اکثر پایگاههای مهم آنها در کشورهای عربی نابود یا در معرض نابودی قرار دارد. نیروهایشان از ترس در هتلها مخفی شده اند. اسرائیلیها در زندگی سگی خود ساعتها را در پناهگاهها میگذرانند و در جواب هر حملهای که به ما میشود کوبندهتر پاسخ میگیرند و ویرانتر میشوند. تنگه هرمزی که قبل از جنگ اصلا باز بوده تبدیل شده به هدفشان تا بتوانند به حالت قبلی برگردانند! در یک روز بیش از ۷ مقام مهم نظامی خود را برکنار میکنند چون بهم ریخته اند! دروغهایشان برای خیلیها رو شده و دیشب رییسشان اعتراف کرده که درحال جنگ با یکی از قدرتمندترین کشورهای جهان هستیم..
ما همچنان پای همان حرفمان ماندهایم که جز خدا در برابر کسی سر خم نخواهیم کرد، دشمن ضعیفتر و شکنندهتر از قبل، نمیداند دیگر باید چه کار کند تا ما تسلیم شویم! درحالی که ما بین دو افتخار قرار داریم: یا پیروزی، و یا شهادت در راه خدا! و او در بین دو ذلت قرار دارد: یا جنایت بیشتر، و یا شکست در مقابل حق که حتما محقق خواهد شد، انشاءالله..
در تمام این سالها، پشتیبان ما خداوند متعال بود و به قول امام راحل ما با الله اکبر گفتن کارهای بزرگی کردیم و خواهیم کرد.. در تمام این موارد که نقل شد حتما ما هم نقاط ضعف، کمکاریها و نابلدیهایی داشتهایم اما روایت من الان از دشمن ناتوانمان و هدفمان بود.
در نهایت تمام آرزوی ما این است که بتوانیم به این مقاومت ادامه دهیم تا ذخیرهی خدا بر روی زمین، فرزند امیرالمومنین علی علیهالسلام ظهور و قیام کند و انشاءالله ما در رکاب ایشان باشیم..
به اذن الهی
قطعا ما پیروز خواهیم شد.
اللهم عجل لولیک الفرج