Seyed Art | سیّد آرت
زلال بهم گفتی اگه یه روز بخوام بیام پیشت ویدیو ضبط کنیم کی میتونی؟ یادمه یکی دو روز بعدش اومدی، این همون پیرهنه که هیچوقت معلوم نبود مال کدوممونه! همیشه ام وقتی یکیمون میپوشید اون یکی دائم شوخی میکرد که خوش میگذره با لباس من؟ اون روز یادمه دیدم اینقدر خوشتیپ شدی دلم نیومد حتی شوخی بکنم. ویدیو رو ضبط کردیم، دفعه دوم هم باز ضبط کردیم و بعد بهت گفتم تا اینجا نور و دوربین هست لباستم خوبه چندتا عکس بگیرم ازت؟ گفتی آره. منتظر بودم ژست بگیری دیدم همینجوری داری منو نگاه میکنی، گفتم خب یه ژستی حالتی علی جان! به شوخی گفتی من این چیزا رو نمیدونم خودت بگو چیکار کنم، گفتم یه دستت رو بذار رو میز و صورتت رو تکیه بده بهش، همینطور که خنده‌ت گرفته بود و داشتی ژست میگرفتی عکس‌ها رو گرفتم ازت. تو مثل آب زلال بودی! نمیخوام اسمش رو بذارم سادگی چون قشنگ نیست، ولی واقعا بی غل و غش بودی. دلت خیلی کوچیک بود، گاهی حتی از مدرسه میومدی بچه‌ها سر کلاس اذیتت کرده بودن با اعصاب خورد برام تعریف میکردی و غصه میخوردی، خودت بهم میگفتی فرق من با تو اینه که هرچی تو دلم باشه زودی بهت میگم، ولی تو نمیگی! علی جان اگر من نمی‌گفتم هم برای این بود که به خیال خودم کسی رو اذیت نکنم و بار جدیدی نباشم، اما این چند روز.. این چند روز که دیگه چهلم تموم شد، رفت و آمدا و مراسما هم گذشت تازه من دارم میفهمم که چیشده! انگاری داغ بودم به قول بعضیا نمی‌فهمیدم. الان هی به خودم میام میبینم جدی جدی نیستی! هرشب خلاصه شده دیر و زود اما میومدی اتاقمون. عطرت هنوز روی خیلی وسایل هست و میاد، اما دلم تنگ شده عطر بزنی موقع بیرون رفتن و بگم باز اینو زدی من سردرد میگیرم الان :) گاهی با مامان و بابا که سر سفره یا توی خونه نشستیم، هی اینور و اونور رو نگاه میکنم که مگه ما بیشتر نبودیم؟ گروه خانواده رو هی چک میکنم ببینم باز کلیپ خنده دار ندیدی که بفرستی اونجا؟ اما باز خبری نیست. بگذریم، خدا بزرگتر از دردهای ماست. اما گله دارم ازت جلوی همین اعضایی که اینجان تا درمورد تو بنویسم و بخونن نه برای خودم! من بی‌وفا نبودم، خودت دیدی توی این مدت غیر از یکی دو بار هر روز اومدم پیشت، هرچی گفته بودی بعد از رفتنت انجام بدم و پیگیر بشم شدم، گفتی مراقب مامان و بابا باش بودم، خلاصه بی معرفتی نکردم حتی توی خیلی چیزایی که بین خودمون بود و هست! اما یه قول و قرارهایی هم داشتیم داش علی.. نکنه منو یادت رفته؟ نمیدونم، شایدم دلتنگی زیاد باعث میشه آدم این حرفا رو بزنه! تو که جات خوبه، اما برا ما زیاد دعا کن..