🌹☘🌹☘🌹☘🌹
قسمت دوازدهم
#خاطرات_شهید_تورجی_زاده
مداحی))
خانواده و دوستان شهید
❣پنج سال بیشتر نداشت. رفته بودیم منبر مرحوم کافی. بعد از سخنرانی برنامه
مداحی بود. همه سینه میزدند.
بعد برگشتیم خانه. محمد رفت داخل انباری. تکه لولهای را برداشت. آمد داخل اتاق ونشست روی صندلی. لوله را جلوی دهانش گرفته بود و مداحی میکرد!
خواهر و برادرکوچکش را هم در مقابلش نشانده بود! میگفت: شما سینه
بزنید!
❣خیلی به مداحی علاقه داشت. هر چه بزرگتر میشد این علاقه بیشتر میشد. تا
اینکه بعد از انقلاب با برگزاری دعای کمیل در مدرسه مداحی اهل بیت را شروع کرد.
❣چند جلسه از برگزاری دعای کمیل گذشت. صدای محمد سوز عجیبی داشت.
❣اشک میریخت و دعا میخواند. در خواندن روضه و دعا واقعًا استاد شده بود.
صدای او همه را جذب میکرد.
❣یکی از بلندگوها داخل حیاط بود. اهالی محل تقاضا کردند در دعای کمیل
شرکت کنند. برای همین درب مدرسه شبهای جمعه باز بود.
❣عامل مشخصه مداحی محمد سوز درونی او بود. جلسات مداحی او با شور
وحال عجیبی همراه بود. رفقایش میگفتند: محمد هر جا مداحی میکند و روضه
میخواند آنجا را گریان میکند.
❣دعای توسلهای محمد را در گلزار شهدا فراموش نمیکنم. آنجا دیگر بلندگو
کارساز نبود. آنقدر صدای گریه و فریادها بلند بود که صدای محمد را کسی
نمیشنید!
❣از دیگر ویژگیهای او خواندن مناجات بود. محمد از سوز دل اشک میریخت
و با خدا حرف میزد.
ً در ابتدای مداحی از رحمت خدا میگفت. همیشه در ابتدا
به مردم از رحمت خدا میگفت. درلابلای مداحی هم برای مردم صحبت
میکرد. مطالب آموزنده میگفت. از مرگ میگفت. از سختیهای قیامت و...
ناله های جانسوز او دل هر شنونده را به لرزه میانداخت. کسی نبود که با مداحی
او منقلب نشود. با فریادهای الهی العفو او همه اشک میریختند.
❣نوارها وسیدیهای مداحی محمدرضا موجود است. هنوز هم بسیاری از
دوستان با شنیدن دعاها و مناجاتهای او منقلب میشوند.
❣نوای ملکوتی محمد برخاسته از درون زلال و پاک او بود. هر کس یکبار در
مجلس او حضور داشت این را حس میکرد.
محمدرضا در جلسات مختلف سخنرانی هم میکرد. بارها در مورد اهمیت
حفظ انقلاب و دفاع مقدس و... برای دانش آموزان دبیرستان صحبت میکرد. فن بیان او بسیار بالا بود.
ادامه دارد....
📚 کتاب یازهرا
💚 به کانال
#شهیدهادی و
#شهید_تورجی_زاده بپیوندید 👇👇
http://eitaa.com/joinchat/4043243523C8ee14b51dd
☘🌹☘🌹☘🌹