👆👆👆👆 این واقعیت نه برای قدیم هست که بگین اونا زنهای قدیمی بودن نه هیچی پس با دقت بخونید 👌👌👌 اقوام و همسایه ها و..... می گن شوهر خانم فلانی...... زن گرفته و ما شوهرش را در فلان پارک یا یه خانم دیدیم و........ خلاصه. خبر اینکه شوهر این خانم یک زن دیگری گرفته ........ گوش به گوش همه می رسه و پچ پچ ها شروع می شه و میگن بریم به خانمش بگیم و زندگیشو از اینکه هست نجات بدیم می رن در خونه اون خانم را می زنن و خلاصه بعد از کمی صحبت بهش می گن همسرت با کس دیگری هست وزن گرفته اون خانوم به همه اینها فقط یه جمله می گه 👇👇جمله بسیار زیبایی هم میگه 👇👇👌👌 میگه اگر من همسر بدی برای شوهرم بودم اشکال نداره بذار بره زن بگیره همسایه ها. شماتتش می کنن که این چه حرفیه __ ولی اون خانم می گه حتما من اونقدر خوب نبودم که همسرم رفته دنبال زن دیگری همسایه ها هم دست از پا درازتر می رن خونه هاشون و تعجب از حرف این خانم این خانم هم وقتی غروب همسرش به خونه می آد اصلا انگار نه انگار اتفاقی افتاده و باز خانم محبتش را بی دریغ به پای همسرش می ریزه چندی بعد به شوهر این خانم جریان را می گن و به گوشش می رسانند که زنهای همسایه رفتن و چنین گفتن و همسرت چنین گفته شوهر این زن وقتی می فهمد همسرش چه حرفی زده. اینقدر شرمنده می شه از داشتن چنین زنی. _ از داشتن بانویی مثل این خانم. که به جای جار و جنجال فقط خدارا در نظر داشته همسر این خانم از کارش پشیمون می شه و اون خانم دیگری را هم حق و حقوقش را بهش میده و میگه زنم یک فزشته هست و هرگز نمی تونم دیگر بهش خیانت کنم خلاصه شوهر این خانم کلا تغییر می کنه و واقعا بر می گرده به خونه و زندگیش و اتفاقات جالب دیگری هم افتاد که مجال گفتن نیست 👇👇👇