یکی از همرزم های ابراهیم تعریف میکرد میگفت:
اوایل جنگ بودو مرزها دست عراق افتاده بود
در ارتفاعات گیلان غرب بودیم، باحسرت به ابراهیم گفتم یعنی میشه مردم ما راحت از این جاده عبور و به شهر خودشون برن؟!
ابراهیم گفت: چی میگی روزی میاد که از همین جاده مردم ما دسته دسته به کربلا سفر میکنن🖤🥀