چندی پیش سفر کاری داشتم.  چون دیرتر وارد ایستگاه شده بودم داخل کوپه، دو تا خانم جوان تخت های بالا جا گرفته بودند . قسمت پایین خانمی با پسر حدوداً ۹ ساله، و یک آقای میان سال نشسته بودند. ناچار من هم پایین نشستم ومشغول کتاب خواندن شدم. بعد از یکی دو ساعت متوجه شدم ، خانمی که پسر بچه همراهش بود گریه میکند . و با آقای میان سال روبروی او هم صحبت هستند . من بی اراده به سخنان آنان گوش دادم. گویا مادر شوهر و خواهر شوهر این خانم، در کوپه مجاور بودند، و او فرزندش را به کوپه آنان فرستاده از او خواسته بود : ببین در مورد من چه می‌گویند ... ؟ پسر بچه هر چه را شنیده بود، سیر تا پیاز برای مادر تعریف کرد .. ظاهرا حرف‌های ناخوشایندی بود ! آقای میان‌سال، فردی با تجربه بود، نگاهی به خانم و گفت : تا زمانی که اعتیاد به رنج کشیدن را ترک نکنی، اوضاع همین است. برای من هم جالب بود !!!!! مگر ما انسان‌ها معتاد به رنج می‌شويم؟! من آموختن را دوست دارم ، به نظرم جامعه، بزرگ‌ترین دانشگاهی است که هر انسانی، بدون پرداخت شهریه، می‌تواند در آن، شرکت کند و انتخاب رشته نماید ... اون روز من هم در یک کارگاه عملی شرکت کرده بودم ... مادری معتاد به رنج و استادی ماهر و کوله بار تجربه ... استاد رو به خانم گریان کنان گفت: از کی معتاد شدی؟! خانم : من اصلاً معتاد نیستم! به خدا من هیچی مصرف نمی کنم. استاد : چرا ! ... رنج کشیدن عادت روزانه ات شده. مگر تو امروز مسافر نیستی؟ خانم هق هق کنان : بله داریم میرویم سفر. استاد : تو امروز به‌خاطر آماده شدن سفر ، رنج مصرف نکرده بودی. اما تا در کوپه نشستی، فرزندت را فرستادی تا از کوپه کناری، برایت مواد تهیه کند، و او هم سخنان زهرآگین را برایت آورد، و تو هم مصرف کردی، و اکنون هم مشغول رنج کشیدن و گریه شدید هستی! دیدگاه این استاد برایم بسیار جالب بود. خانم هم که گویی مثل من با دیدگاه جدیدی روبه‌رو شده بود گریه‌اش متوقف شد و گفت: ولی اونا خیلی بد هستن، چرا باید پشت سرم حرف بزنند؟! استاد : شغل مواد فروش ، فروش مواد است. تو چرا مواد آنها را می‌خری؟ تا زمانی که تو بهایی نپردازی، هیچ‌کس به زور برایت موادی نمیآورد ... و ادامه داد: در این دنیا همه فروشنده هستند؛ تو مشخص کن، خریدار چه چیزی هستی: خریدار آرامشی، خریدار شادی، یا خریدار رنج و اندوه! من هرگز به دنیا این‌گونه نگاه نکرده بودم. استاد ادامه داد: اگر در طول روز از خودت بپرسی، که امروز می‌خوام چه چیزی را بخرم، که برای زندگی ام مفید باشد بابت اجناس بنجل، بهایی نمی‌پردازی! بحث آن‌روز دیدگاه جدیدی را در من به‌وجود آورد. واقعا امروز شما خریدار چه چیزی هستید: تنبلی و بطالت، رنج و اندوه، یا شادی و آرامش، رشد و و و ... !؟ یادمان باشد، ما انسان‌ها دارای حق انتخاب هستیم، پس در اختیار خودمان است که کدام زمینه یا موضوع را انتخاب کنیم . •°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°• ❤️ 🕊 ❤️ 🦋 ❤️ 🌹 🌷 👈 عضو شوید : 🔴 https://eitaa.com/shahidgrl