با تانک های عراقی درگیر بودیم. یکی از تانک ها آتیش گرفت. سرباز عراقی هراسان خودش رو از تانک بیرون انداخت. کاملاً گیج بود. ایستاد و قمقمه ی آب رو سمت دهانش برد. یکی از بچه ها نشانه‌اش رفت. اکبر دست زیر اسلحه اش زد و گفت: مگر نمیبینی آب میخوره؟ مثل امام حسین(ع)باش؛ نه مثل دشمناش @shahidhojatrahimi