دردهایم غالبا پیش تو درمان می شود با کریمان کارهای سخت آسان می شود پلک بر هم میزنی و روز را شب می کنی چشم اگر برداری از دریا بیابان می شود خوب میدانم جهان وابسته ی لطف تو است در حقیقت ابر با اذن تو باران می شود بی گمان وقتی بیایی از سر شرمندگی پشت ماه روی تو خورشید پنهان می شود از حرم تا جمکرانت بال در می آورم آسمان زیر قدمهایم خیابان می شود دست پر برگشته هرکس دست خالی آمده هر چه کم آورده ام اینجا فراوان می شود هر کسی آمد به قم اما نیامد جمکران وقت برگشتن به شهر خود پشیمان می شود خاطرات زائران شیرین شده در شهر قم لاجرم سوغاتی این شهر سوهان می شود در قیامت دلخوشم تنها به لطف جد تو ضامن من نیز آقای خراسان می شود : جان مولا، دگر از جمعه بکش دست؛ بیا دلمان تنگ شده، گرچه سه شنبه ست؛ بیا سلام عليكم ورحمة الله، صبحتون بخير، روزتون معطر بنام http://eitaa.com/shahidmohammadrezaalvani