هر سال در ایام محرم🏴 به مناسبت شهادت سرور و سالار شهیدان ابا عبدالله الحسین"؏" در منزل پدری‌اش مراسم عزاداری برپا میکردند تا اینکه بنا بر گفته خودش:  یکی از همان روزها "محرم ۱۳۸۸"، بعد از مراسم خیلی خسته شده بودم آخرشب بود خوابیدم😴 کمی قبل از اذان صبح بود که در خواب را دیدم، چند نفری هم همراه ایشان بودند که من نشناختم. ایشان رو به من کرد و گفت: حتما به مراسم شما می آیم و به شما سر می زنم.🌹 درحالیکه لبخند قشنگی روی لبانش نقش بسته بود که زیبایی و نورانیت چهره اش را دو چندان می کرد. دلتنگی شدیدی مرا احاطه کرد و دوست داشتم که با آنان باشم، موقع خداحافظی گفتم: من میخواهم همراه شما بیایم، گفت: شما هم می آیی اما هنوز وقتش نرسیده است!💔 @shahidmohammadrezaalvani