اسیر درد شدیم و دوا نیامد باز گذشت ماه خدا، ماه ما نیامد باز شبیه هر رمضانی که بی تو آمد و رفت نفس به سینه ی ما ماند و جانیامد باز چقدر هر سحراز درد دوریش یک ماه صدا زدیم که آقا بیا، نیامد باز دوباره من نشدم آنچه را که او می‌خواست دوباره کرد برایم دعا نیامد باز اگرچه بددشده بودم، ولی مرا بخشید اگرچه شد دلش از من رضا، نیامد باز دوباره روضه بخوان، روضه خوان، که گریه کنیم که صاحب همه‌ی روضه‌ها نیامد باز پس از گذشتن یک ماه گریه در دستم مگو که تذکره ی نیامد باز : چیست دلچسب ترین عیدی این شهرالله یک سحر، وقت اذان، صحن صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم ياابا عبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله، صبحتون بخير، آدینتون معطر بنام @shahidmohammadrezaalvani