برگی به دستم بود گفتم : آخرین شعر است  بعد از تو شاعر نیستم گفتی : همین شعر است  گاهی پر از حرفی ولی چیزی نمی گویی  اما سکوتت هم برایم بهترین شعر است  بر سطر سطر شعر هایم رد پای توست  در دفترم هر قدر دارم نقطه چین شعر است  من با تو هر حرفی که می گفتم غزل می شد  وقتی زبان رسمی این سرزمین شعر است  آری من از هر پنج انگشتم تو می بارد  دست خودم هم نیست اینها را ببین شعر است