یه زمانی آزاده ها برگشته بودند و داشتن اینها رو می‌آوردند تو محل. بعد یک تیم نوجوان از بچه های ساز محلمون را با هم هماهنگ کرده بودند و برای استقبال از آزادگان، تیمپو می زدند. رفتم حوزه و نمی دونم اونموقع سعید در حوزه چکاره بود، این موضوع رو که گفتم گفت بپر پشت موتور بریم. آقا یه جوری این حرکت می‌کرد که من حسابی ترسیده بودم و گفتم آقا از این به بعد اصلا واسه اسرا کنسرت بیارن چه اشکالی داره؟!😅 بعد که رسیدیم، سعید با اینکه به جثه‌ش نمی‌خورد ولی ماشاءالله جیگردار بود و رفت جلو گفت تیمپو رو بده ببینم. تیمپو رو گرفت و بعدش که اومد اینطرف تر به شوخی به من گفت بیا بریم یک گوشه ای بزنیم یه صفایی کنیم...😂 راوی: آقای ____________ ✍ کانال شلمچه کجا بودی ؟ (خاطرات شهید سعید شاهدی سهی) @shalamchekojaboodi