با جرم بی حساب و سراپای سوخته پر می‌زنیم سمت حرم‌های سوخته پر می‌زنیم تا حرم کربلایی‌ات ای سر بریده‌ی غم عظمای سوخته آقا سلام بر لب عطشان و زخمی‌ات آه ای غریب، ای جگر و نای سوخته در قتلگاه بر تو و اطفالت ای حسین رحمی نکرد لشگر اعدای سوخته حتی همان زمان که لبت شعله می‌کشید شد تشنه‌ی لبان تو دریای سوخته افتادی و رمق ز تنت نیزه‌ای گرفت بر سینه‌ات نشست رد پای سوخته یک تیغ کُند، بوسه‌گهِ حنجر تو شد ای روشنای هر شب دنیای سوخته ای وای بر رباب و سر شیرخواره‌اش ای وای بر رقیه و موهای سوخته http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7