با صد جلالت و شرف و عزت و وقار
آمد به دشت ماریه ناموس کردگار
.
فرش زمین به عرش مباهات می کند
گر روی خاک پای گذارد مَلَک سوار
پنجاه سال فاطمه ی اهل بیت بود
زینب که هست فاطمه هم هست ماندگار
عبدند ، عبد گوش به فرمان زینبند
از پیرمرد قافله تا طفل شیرخوار
محمل که ایستاد جوانان هاشمی
زانو زدند یک به یک آن هم به افتخار
.
حتی حسین تکیه بر این شانه می زند
خلقت زنی ندیده بدین گونه استوار
حتی هزار بار بیایند کربلا
زینب پی حسین می آید هزار بار
افتاد سایه قد و بالاش روی خاک
رفتند از کنار همین سایه هم کنار
محمل نشین کوفه بیابان نشین شده
با دختر بتول چه ها کرد روزگار
در یک محله زخم زبان خورد بی عدد
در یک محله سنگ گران خورد بی شمار
دردی به درد طعنه شنیدن نمیرسد
یا رب نکن عزیز کسی را به آن دچار
(کجا طعنه زدن
روز یازدهم وقتی دور برش محرمی نبود :)
قاتلت طعنه میزند میگیود...
کو علمدار چرا بی سر سامان شده یی...
حسین تو کس کار منی ...
شمر جلودار شده ...
جرم من چیست که از من ..
روی گردان شده یی ...
پاییزی تویی بهارمون نبود
بین ما جدایی قرارمون نبود
شرط ازدواج من بودی حسین
به خدا این که قرارمون نبود
حالا که پیاده کردی بار تو
حالا که خیمه تو این صحرا زدی
امروز فقط حسین یادت باشه
با چه عزت وقاری اومدین
اینا بی حیا و ما پرده نشین
روزگار نگاه عقبال نگاه
میدونی چشام به چی خیره شده
اون طرف گودالی گودال نگاه
همیشه من موهاتو شونه زدم
پنجه های کسی رو موهات نره
نمیتونم تو رو زخمی ببینم
خار توی چشمام بره تو پاهات نره
بعد پنجاه چهار نزاری
من داغ رفتنت پیر بکنه
همه دلواپسیم از این که
نیزه یی تو دهنت گیر بکنه
اگه رو سرت بریزن چه کنم
بشه پیکرت پاره پاره چی
زبونم لال اگه پیش مادرم
یکی پیرهنت در بیار چی
نگرونم به جون خودت قسم
چه کنم خیلی برات دل واپسم
وقتی گفتی کربلا دلم گرفت
جوری که بالا نمیاد نفسم
گله از این دل عاشق میکنم
میشنوی صدام حق حق میکنم
یه چیزی بگو دلم آروم بشه
یه چیزی بگو دارم دق میکنم
قول بده به سمت درگیری نری
قول بده به سمت هیچ تیری نری
در گوش ذولجنا این میگم
قول بده سمت سرازیری نری
حسین جان :
دل شکستن چه خوب بلد شدی
از دل ما تو چه ساده سر شدی
نمیتونم ببینم که افتادی
زیر چکمه ها فقط لگد شدی
(وقتی این صحنه دید روز یازدهم)
این که افتاد مرا دادرس است
نگذرید از بدن او لگد شمر بس
استخان های من از لرزه به هم میخوردند
اسب ها جسم تو را با خودشان میبردند