تحریمها و شبههها در میدان تهدید و فرصت(۱)
پس از آنکه ابلیس از فرمان خداوند سرباز زد و بر آدم سجده نکرد، عمل خود را چنین توجیه نمود: «أنا خَیرٌ مِنهُ خَلَقتَنی مِن نارٍ وَ خَلَقتَهُ مِن طینٍ؛ من از او بهترم(زیرا) مرا از آتش آفریدهای و او را از خاک.(اعراف ۱۲/ص۷۶) ابلیس [با صرف
نظر از عصیان و سرپیچی او از فرمان خداوند] استدلال خود را بر یک دروغ بنا نهاد و آن دروغ را بهعنوان پیشفرضی قطعی و مسلّم تصور کرد و آن اینکه آتش از خاک بهتر است! بنابر این سجده موجود برتر برای فروتر از خود شایسته نیست! حال آن که پیشفرض وی سراسر غلطانداز و فریب است. زیرا آتش در مرتبه پستتر از خاک قرار دارد و خاک از آتش برتر است. چرا که محل استقرار و آمد و شدِ خلایق و جایگاه معیشت آنهاست و رزق و روزی همه از خاک تأمين میشود.(تفسیر مجمعالبیان ج۴ ذیل آیه شریفه) شبهههایی که از سوی دشمن ساخته و پرداخته میگردد، ساختاری اینچنینی دارد؛ با مبنایی دروغین و استنتاجی غلط به هدف گمراه کردن و فریب مخاطب.
اما شبهههای نوع دوم نتیجه فکر جوانان و حاصل ذهن آنهاست. این شبههها چنانکه همراه تحقیق و رسیدن به پاسخ منطقی باشند، عامل رشد و ثبات عقیده صاحب خود میشوند و معمولا نقطه آغازین اندیشههای متعالی، از همین شبههها بوده است. چه بسا افرادی که در ابتدای امر، پایبند اسلام نبوده و برای رسیدن به پاسخ پرسشی که در ذهنشان ایجاد شده، به منابع اسلامی مانند قرآن، روایات و تالیفات دانشمندان دینی رجوع کردهاند و پس از رسیدن به پاسخ مطلوب، به انبوه حقایق دیگری نیز دست یافته و سرانجام جزو معتقدان به اسلام گردیدهاند یا اگر دینی جز اسلام داشتهاند، مسلمان شده و زبان به شهادتین باز کردهاند.
در پی اقدام شنیع «تری جونز» کشیش دیوانهای که در سال ۸۹ اقدام به قرآنسوزی نمود، یک ایرانی با هزینه شخصی به آمریکا سفر کرد تا وی را در معرض پرسشی اساسی قرار دهد و هنگامی که بهطور تصادفی در خیابانهای نیویورک با او برخورد کرد از وی پرسید: آیا تو که قرآن آتش زدی، آن را خوانده بودی؟ و او پاسخ داد نه!! و اینچنین جهالت مرکب و حماقت عمیق خود را آشکار ساخت. زیرا به یقین اگر حتی بهصورت تصادفی قرآن را میگشود و چند آیهای از این آخرین کتاب آسمانی را میخواند در تصمیم شیطانی خود تجدیدنظر میکرد.
یکی از مصیبتهای بزرگ این است که متأسفانه بسيارى از مخالفان اسلام بدون حتی کوچکترین اطلاعی، با آن دشمنی و عناد میورزند. دستگاه جهنمی رسانههای غربی و وابستگان به آنها نیز شبانهروز علیه اسلام و انقلاب اسلامی و از ترویج تروریسم و خشونت میگویند و آنچه را که خود به آن مبتلا هستند به ما نسبت میدهند. اسلام برخلاف مکتبهای باطل که پرسش را ممنوع کرده و پژوهش و تفحص را مجاز نمیدانند، نهتنها تحقیق و سؤال را جایز میشمرد بلکه بارها و بارها از همگان دعوت به بررسی و مطالعه و از مخالفان دعوت به گفتوگو و استدلال نموده و پیروان خود را از تقلید کورکورانه نهی فرموده است.
شبهه چه از نوع اول یا نوع دوم به هرزه گیاهی میماند که در باغ اندیشه ریشه دوانده و رشد میکند و اگر رسیدگی نگردد، تکثیر شده و همهجا را فرا میگیرد و اجازه رشد به گیاهان مفید نمیدهد. شبهه نیز چنانکه پاسخ داده نشود با تکثیر خود منجر به بیاعتقادی کامل میگردد. پاسخ به شبههها، در عرصه جهاد تبیین تعریف میشود که علاوهبر داشتن بنیه علمی و احاطه بر معارف دین و مبانی انقلاب به ابزارهای دیگر از جمله شناخت مخاطب و داشتن بیان صحیح نیز نیازمند است.
برخورد امامان اهلبیت(ع) با شبههها همراه با سعه صدر و پاسخهای علمی دقیق بوده است. این که مقام معظم رهبری سفارس کردهاند که نباید از شبهات رنجید و برای رفع آنها نیازمند بیان منطقی مستدل و پرهیز از سخنان سست هستیم، ریشه در منش و سیره امامان شیعه دارد. مثلا هنگامی که «مُفضّل» از اصحاب امام صادق(ع) در مقابل سخنان کفرآمیز «ابن ابیالعوجاء» زندیق مشهور از کوره درمیرود و با وی به تندی سخن میگوید، ابن ابیالعوجاء پاسخ میدهد: اگر تو از اصحاب جعفر بن محمد صادق(ع) هستی، او با ما چنین سخن نمیگوید و با استدلال تو با ما به مناظره نمیپردازد او بیش از تو از ما سخنان(کفرآمیز) میشنود، اما تاکنون با زشتی با ما سخن نگفته و در پاسخ ما حد تعادل را نگاه داشته است. او انسانی بردبار، متین عاقل و استوار است که هیچ جهل و سبکسری و پرخاشی در او راه ندارد. به سخن ما گوش فرا میدهد تا هنگامی که برهان ما پایان پذیرد و ما گمان میکنیم که دیگر او را مغلوب کردهایم اما او با گفتاری اندک، دلایل ما را نابود میکند و بر ما اتمام حجت مینماید و راهگریز را بر ما میبندد. پس اگر تو از یاران او هستی همچون او با ما سخن بگو.(بحارالانوار ۳/ ۵۷)
سید ابوالحسن موسوی طباطبایی
@shohadayevarjovi