جوانان از گذشته تا فردا(۲)
بهائیت که مافیایی تشکیلاتی از سوی سازمان جاسوسی انگلیس و اسرائیل است و برای مبارزه با اسلام ساخته و پرداخته شده، در تمام شئون مملکتی از ارتش و سیاست و اقتصاد و فرهنگ، دخالت و نفوذ مستقیم داشت و کشوری
که به نام تشیّع و پیروی از اهلبیت(ع) شناخته میشد، نخستوزیر و وزرای کابینهاش را بهائیان تشکیل داده بودند. اما دربار سلطنت مرکز رفتوآمد انسانهای فاسد و منحرف وزنان روسپی بود و اشرافیگری و تجملات افسانهای کاخهای شاه از دارایی ملت رنجدیده و مظلوم تأمين میشد.
بنیان دین و مذهب و انسانیت و شرف را سه اصل تشکیل میداد: خدا شاه میهن! که اولی سرپوشی بود برای فریب تودهها و آخری نیز محملی برای حکومت کردن وگرنه هیچ چیز اهمیت نداشت. نه خدا و دین و مذهبی مطرح بود و نه تعصبی بر میهنخواهی، جز شاه و خاندان سلطنتی بقیه موهوماتی بیش نبودند که شاعر در اینباره چنین سروده است:
شها! مهر تو کیش و آیین ما پرستیدن نام تو دین ما!
اما یاران خمینی کبیر یا در شکنجهگاههای مخوف و قرون وسطایی ساواک به سر میبردند یا متواری و آواره و به صورت ناشناس در مکانهای دور افتاده زندگی میکردند و یا با بدنی مجروح از شکنجه دژخیمان رژیم، در سینه قبرستانها مدفون بودند. با این حال روح آزادگی ملت بیدار بود و فطرتهای پاک هنوز نفس میکشید. حوزههای علمیه و کانونهای مذهبی در جایجای کشور برنامههای مفصلی به عنوان تبلیغات دینی داشتند. از توزیع نشریات و کتابهای معارفی تا جلسات مذهبیِ پرسش و پاسخ و سخنرانی. اما در حکومتی که سراسر آن را فساد فرا گرفته بود، این تحرکات نمیتوانست در حد انتظار مؤثر باشد. خصوصا اینکه ساواک بسیار حساسیت داشت و هر انجمن مذهبی و اجتماع دینی را تحت تعقیب قرار میداد و با احضار گردانندگان آن از ایشان تعهد میگرفت که حرفی بر خلاف مصالح شاه و مملکت(!) نزنند.
با این وجود اولین قشری که به ندای امام لبیک گفت، نسل جوان بود. جوانان خیلی زود پیام امام را دریافتند و در میدان مبارزه با شاه حاضر شدند که این تحول بسیار عظیم در نسل جوان و در زمانیاندک را میتوان معجزه انقلاب نامید. جوانانی که با تبلیغات رژیم رشد کرده و از کودکی در مدارس چیزی جز شاه دوستی نیاموخته بودند، اینک در مقابل او قرار داشتند. آنان که به لحاظ سرمایهگذاریهای کلان شاه در موجّه قرار دادن سلطنت خود، میبایست مدافع تاج و تخت و در واقع پیاده نظام رژیم سلطنتی باشند، با ندای امام بیدار شدند، به خود آمدند و در صف اول مبارزه با ظلم قرار گرفتند و آن قدر در دریای خون غوطه خوردند تا به ساحل پیروزی رسیدند.
اما آزمونهای سخت در پیشرو بود! دو سال پس از پیروزی، دشمن جنگی به شدت نابرابر و ناجوانمردانه را بر ملت ما تحمیل نمود. در آن شرایط دشوار و بدون تجهیزات کافی، همین جوانان، عارفانه در جبههها شرکت کردند و با حماسه آفرینی، دشمن را در تصرف حتی وجبی از خاک مقدس میهن ناکام گذاشتند؟ چگونه میتوان باور کرد که جوانان رزمنده به درجهای از خودسازی و رشد معنوی رسیده بودند که آرزویی جز شهادت نداشتند و با التماس و اشک از امام عظیمالشأن میخواستند تا برای شهادتشان دعا کند؟ چگونه میتوان اعجاز انقلاب در بُعد تحول جوانان را در قاب سخن و تصویر گنجانید و آن را برای مخاطب، قابل پذیرش نمود؟!
از الطاف الهی بر این کشور اهل بیت(ع)، آن است که امروز با گذشت چهار دهه از انقلاب و بهرغم مشکلات عدیده معیشتی، همچنان ملت عزیز و سرفراز ما بانشاط و امیدوار در صحنه حضور دارد و عرصههای گوناگون خدمت نیز از وجود جوانان معتقد و مؤمن مملو است. از شهیدان مدافع حرم در آن سوی مرزها تا شهیدان مدافع امنیت در اغتشاشات داخل کشور. از دانشمندان صنایع موشکی، هستهای، پزشکی، مراکز دانشبنیان و فنآوری تا شرکتکنندگان در جهاد خدمترسانی در حوادث سیل و زلزله.
یقینا این حجم عظیم از حضور جوانانی که در میدان علم و عمل و تعهد مردانه ایستادهاند، جز از مسیر عنایات ربّانی میسّر نگردیده است. جوانانی که خوب میدانند سرمایههای واقعی این مرز و بوماند و آینده از آنِ ایشان است. از اینرو برای سربلندی و عزّتش از مجاهدتِ پیوسته کوتاهی نمیکنند.
سید ابوالحسن موسوی طباطبایی
📡 پایگاه خبری تحلیلی وَرْاُئوی
🕯 میعادگاه شهدای وَرجُوی
@varjovi
@shohadayevarjovi