این اثر دربردارنده‌ی خاطرات نویسنده درباره بمباران‌های شهر کرمانشاه در روزهای هشت سال دفاع مقدس می‌باشد. گزیده‌ای از کتاب: هنوز صحبت آقای رضایی تمام نشده بود که یکدفعه صدای غرش هواپیماهایی که بالای سرمان پرواز می‌کردند، شنیده شد. شیشه‌های کلاس به لرزه درآمد و بعضی‌ها شکست و پایین ریخت. همه‌ی بچه‌ها از کلاس فرار کرده و به‌طرف پناهگاه دویدند... 📖 53 صفحه. قطع رقعی @shoraostantehran