همه میدانند که وقتی پدرم علی(ع) شنید
دشمن، خلخال از پای زن یهودی کشیده
دیگر قرار نداشت
و اگر اذن خدا بودّ از غصه دق میکرد.
چه قدر غیرت داشت!
چه مرد بود!
پدرم آن زن یهودی را دوست نداشت.
من نمیدانم آن زن یهودی چه قدر عفیف بود.
کسی آن زن یهودی را کتک نزد.
دست هیچ کسی به صورت آن زن یهودی نرسید.
زن یهودی، پیغمبرزاده نبود.
کسی نگفته همسر آن زن یهودی اول میدان جنگ بوده.
من تردید ندارم که همسر آن زن یهودی
تماشاگر صحنۀ ربودن خلخال نبوده.
زن یهودی، مسافری در راه نداشت
که شش ماه از سفرش را طی کرده باشد
و سه ماه دیگر مانده باشد به آمدنش.
پدرم دربارۀ آن زن یهودی گفت:
اگر مسلمانی از غم این حادثه بمیرد
جای سرزنش نیست و سزاوار است.
حالا کسی هست به من بگوید که چگونه مادر را در مقابل چشمانِ پدر... ؟
عضو کانال
#سهیل_سلیمی هستی؟👇
@soheil_salimi