در والفجر چه غوغایی بود.. در میان بوی تن های سوخته شده در میان آن آب های روان فاو در میان ناله های حاصل از پارگی تن نام مادر صدا زده میشد و آن بانو با نگاهش تسکین درد ها.. .... اگر رازدار باشم به من هم از مادر میگویی.. بغلت که میکنم بوی چادر مادر را می‌شنوم.. بوی اشناییست.. @sokotmamno