✴️ چین، پا جای پای امریکا در منطقه نمیگذارد /1
🔸در مورد روابط چین با کشورهای آسیای غربی، به ویژه ایران و عربستان از زمان سفر رئیس جمهور این کشور به ریاض، شاهد تحلیلهای متعدد و متفاوتی بودیم. نظر ما این بود که نگاه چین به منطقه اقتصادی است و چین ظرفیت ابرقدرت شدن را ندارد و صرفاً میخواهد شکم صدها میلیون انسان را پر کند و همین الان 6 برابر کشورهای آسیای غربی جمعیت دارد. اما دیدگاهها در ایران به شکلی عجیب نادرست بود که بیشتر ناشی از حب و بغض سیاسی بوده است. از قرار معلوم رسانههای غربی هم در دام تبلیغات رسانهای بن سلمان افتادند و آنگونه که یک نویسنده غربی در بیزینس اینسایدر میگوید، به شکل شتابزدهای گفتند که چین جای امریکا در عربستان را گرفت.
🔸این نویسنده چند دلیل مختلف میآورد که نشان دهد چین نمیخواهد نه پا جای پای امریکا بگذارد، نه دوست دارد با امریکا در این منطقه رقابت کند و نه دنبال ابرقدرتی است؛ بلکه صرفاً دنبال «منافع» خودش است و میخواهد با همه در این منطقه دوست باشد. دلیلش را هم پیش از این گفتیم که چین بر خلاف امریکا نگاه ایدئولوژیک به توسعه در جهان ندارد، بلکه نگاهش صرفاً افتصادی است. به همین دلیل برای دوست شدن همزمان با همه کسانی که دشمن به شمار میروند، هیچ مشکلی ندارد چرا که مشکلات این کشورها با هم ربطی به چین ندارد و این نقطه موفقیت چین است.
🔸در ادامه سه دلیلی که این نویسنده این مطلب در مورد اصول حاکم بر سیاست خارجی چین جهت توسعه روابط با کشورهای آسیای غربی را به صورت خلاصه بررسی میکنیم؛ صرفاً به این دلیل که بدانید بر خلاف آنهایی که در ایران نه چین را میشناسند و نه میدانند چین چند ایالت دارد، چند زبان دارد، نام زبان رسمی چین چیست و... اما تحلیلهایی میکنند که هر کس نداند فکر میکند سالهای سال حوزه مطالعهاش چین بوده؛ تحلیلهای کسانی که دستی بر آتش دارند کاملاً متفاوت است و برای چین گسترش روابط با عربستان هیچ منافاتی با امضای قرارداد راهبردی 25 ساله با ایران ندارد.
▪️«اولین چیزی که باید بدانیم این است که دلیل اصلی حضور چین در آسیای غربی، وابستگی به انرژی است. چین در سال ۲۰۲۱ حدود ۷۲ درصد از نفت خام مصرفی خود را از طریق واردات تامین کرد و ۵۰ درصد از این واردات از آسیای غربی انجام شد. چین به تنهایی مقصد بیش از ۲۵ درصد از صادرات نفت خام عربستان سعودی است. پس تا زمانی که چین به منابع خارجی نفتی وابستگی داشته و عربستان هم به دنبال کسب درآمد باشد، طبیعی است که این دو کشور همکاریهای اقتصادی خود را افزایش دهند، تجارتی دوجانبه که در حال حاضر ارزش آن به ۸۷.۳ میلیارد دلار میرسد.
▪️این در مورد سرمایهگذاری گسترده چین در آسیای غربی از طریق طرح کمربند و جاده هم صادق است. سرمایه گذاریهای چین در این طرح عمدتاً بر ساخت بنادر و پارکهای اقتصادی در کشورهایی از جمله مصر، عمان، عربستان و امارات متمرکز است. با اندک تسلطی بر دانش جغرافیا، میتوان دید که سرمایهگذاریهای چین حول محور دسترسی امن و پایدار به انرژی حیاتی و پایگاههای تجاری میچرخد: خلیج فارس، خلیج عمان، دریای سرخ، تنگه بابالمندب، تنگه هرمز، کانال سوئز و غیره.
▪️دومین نکته مهم این است که چین به دنبال چیزی است که کمتر بازیگری در منطقه به آن دست یافته است: رویکرد دوستی با همه. در نتیجه، چین روابطش با عربستان را در حالی افزایش میدهد که در سال ۲۰۲۱ یک قرارداد همکاری ۲۵ ساله با ایران امضا کرده است. این قرارداد در مقابل تحریمهای آمریکا به ایران کمک کرده و در ازای نفت ارزان قیمت، ۴۰۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری چین در ایران را تضمین میکند. شاید هدف از چنین توافقی در ابتدا اراده چین برای مقابله با سیاستهای آمریکا به نظر برسد، اما چین منافع خودش را در نظر میگیرد. پکن از اینکه ایران بتواند به طور پایدار نفتش را تضمین کند، منفعت شخصی میبرد و یک ایران ضعیف نمیتواند ثبات تامین نفت چین را تضمین کند. پس انگیزه چین از اجتناب از ضعیف شدن ایران نه صرفاً یک بازی قدرت، بلکه به شدت اقتصادی است.
▪️علاوه بر این، پکن میداند که این مناقشات منطقهای ربطی به منافع چین ندارند. یکی از جنبههای کلیدی رویکرد چین نسبت به تامین انرژی، تکثر و تنوع منابع است. جهتگیری در مناقشات آسیای غربی تنها به معنای محدود شدن شرکای تجاری چین و کاهش فرصتهای پکن برای کسب منافع اقتصادی مشترک است. در نتیجه، احتمال نمیرود که سفر شی جینپینگ به عربستان نشاندهنده همسو شدن این دو کشور باشد، چرا که پکن ترجیح میدهد بین روابطش با رقبای منطقهای تعادل برقرار کند.
@syriankhabar