#خاطرات_رهبر_انقلاب۶
من خودم شخصا جوانیِ بسیار پُر هیجانی داشتم. هم قبل از انقلاب، به خاطر فعالیتهای ادبی و هنری و امثال اینها، هیجانی در زندگی من بود و هم بعد که مبارزات در سال ۱۳۴۱ شروع شد که من در آن سال، بیست و سه سالم بود.
طبعا دیگر ما در قلب هیجانهای اساسی کشور قرار گرفتیم و من در سال چهل و دو، دو مرتبه به زندان افتادم.
بازداشت، زندان، بازجویی. میدانید که اینها به انسان هیجان میدهد. بعد که انسان بیرون میآمد و خیل عظیم مردمی را که به این ارزشها علاقهمند بودند و رهبری مثل امام "رضواناللهعلیه" را که به هدایت مردم میپرداخت و کارها و فکرها و راهها را تصحیح میکرد، مشاهده مینمود، هیجانش بیشتر میشد.
این بود که زندگی برای امثال من که در این مقولهها، زندگی و فکر میکردند، خیلی پرهیجان بود، اما همه اینطور نبودند. آنوقت گاهی بزرگترهای ما _یعنی که در سنین حالایی من بودند_ چیزهایی میگفتند که ما تعجّب میکردیم چطور اینها اینطور فکر میکنند؟ حالا میبینیم نخیر، آن بیچارهها خیلی هم بیراه نمیگفتند.
البته من خودم را بهکلی از جوانی منقطع نکردهام. هنوز هم در خودم چیزی از جوانی احساس میکنم و نمیگذارم که به آن حالت بیفتم. الحمدلله تا به حال نگذاشتهام و بعد از این هم نمیگذارم...
#خاطرات
#سید_علی_خامنه_ای
@t_manzome_f_r