ایران، چین و روسیه با انتشار یک بیانیه مشترک که برای نخستین بار از سوی سه کشور در نشست فصلی شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی ارائه میشد به اقدامات مخرب غرب در به بنبست کشاندن توافق هستهای سال 2015 اشاره کردند و بدعهدی و بیعملی آنها در این زمینه یادآور شدند. در بخشی از بیانیه مشترک ایران، چین و روسیه آمده است: «از سال ۲۰۱۸، هنگامی که آمریکا به طور غیرقانونی و یکجانبه از این توافق خارج شد و تحمیل تحریمهای یکجانبه و غیرقانونی و اعمال سیاست فشار حداکثری علیه ایران نقطه عطفی برای این توافق شد، حمایت ما از برجام تغییر نکرده است... زمان آن رسیده است که کشورهای غربی اراده سیاسی نشان دهند و از چرخه بیپایان تشدید که تقریباً طی دو سال گذشته به آن دامن زدهاند، خودداری و گام لازم را برای از سرگیری اجرای برجام اتخاذ کنند.» در واقع سه کشور اروپایی به همراه آمریکا که متهم ردیف اول در نقض توافق و خلف وعده در انجام تعهدات خود بودند اکنون طلبکار شده و ایران را به عدم انجام تعهداتش متهم میکنند. این در حالی است بر اساس همان توافق سال 2015 موسوم به برنامه جامع اقدام مشترک(برجام) ایران حق کاهش تعهدات خود در صورت نقض توافق توسط طرفهای مقابل را داشت. در همین رابطه میخائیل اولیانوف، نماینده روسیه در سازمانهای بینالمللی مستقر در وین گفت: «دیپلماسی، به کلی فراموش شده و با اقدامات تبلیغاتی جایگزین شده است. راه عادیسازی شرایط در دستان تروئیکای اروپا (آلمان، فرانسه و انگلیس) و آمریکاست اما آنها مانع مذاکرات میشوند که به راحتی میتواند نگرانیهای اعلامیشان درباره موضوعات هستهای در ایران را برطرف کند.» بازی تکراری بازی انگلیس، فرانسه، آلمان و آمریکا در آژانس بینالمللی انرژی اتمی یک بازی تکراری است. آنها ماهیت فنی آژانس را بیاعتبار کرده و دستمایه منافع خود قرار دادهاند. این بار نیز مثل برخی موارد گذشته در پیشنویس قطعنامه تروئیکای اروپا به ادعاهای واهی رژیم صهیونیستی علیه ایران استناد شده است. اقدامی که با واکنش نمایندگی ایران در آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز مواجه شد: «متأسفانه آژانس تمامی اسناد ساختگی و اطلاعات جعلی ارائه شده توسط رژیم اسرائیل را معتبر میداند و این امر باعث نتیجهگیریهای آژانس بر اساس مفروضات نادرست و غیرقابل اعتماد شده است» علی باقریکنی، سرپرست وزارت خارجه کشورمان نیز همین رویکرد غیرحرفهای در آژانس را مورد نقد قرار داد و گفت: «آژانس یک نهاد فنی است و انتظار میرود که همه کشورها از جمله کشورهای عضو شورای حکام بر اساس رویکرد فنی آژانس رفتار کنند... رویکرد غیرسازنده برخی از کشورهای عضو در زمینه استفاده از ظرفیت آژانس در مسیر اهداف سیاسیشان قطعا به ضرر هویت و نقش تخصصی آژانس خواهد بود... ما همواره دولتهای مختلف را دعوت کردهایم که اجازه دهند آژانس نقش فنی و تخصصی خودش را ادامه دهد و به خاطر ناکامیها و شکستهایی که در عرصههای خارج از آژانس داشتند، این سازمان را به محل تسویه حسابهای سیاسی تبدیل نکنند.» آقای باقریکنی به شکست آمریکا و سه متحد اروپاییاش در جنگ غزه اشاره میکرد. جایی که آنها با حمایت تمام قد از ارتش جنایتکار رژیم صهیونیستی، علیرغم نزدیک به 8 ماه کشتار انسانهای بیگناه هنوز نتوانستهاند به اهداف اولیه خود هم دست پیدا کنند. به نظر میرسد حالا آنها برای انتقام از این شکست و انزوا و نفرت حاصل شده از آن در افکار عمومی جهان؛ قصد اعمال فشار بر ایران از رهگذر تصویب قطعنامه شورای حکام را دارند. شاید از این طریق ایران را وادار به تغییر رفتار در حمایت از ملت فلسطین و گروههای مردمی مقاومت کنند. اما در صورت صحت گزارش والاستریتژورنال که تغییر نظر دولت آمریکا برای حمایت از قطعنامه تروئیکای اروپا را نشان میداد؛ ممکن است این قطعنامه اهداف دیگری نیز داشته باشد. پای انتخابات در میان است؟ در انتهای دهه هشتاد دولت آمریکا با ذوقزدگی از فتنه 88 و عملکرد بانیان آن تصمیم گرفت با اعمال فشارهای اقتصادی ایران را وادار به تغییر رفتار خود کند. استفاده از قطعنامههای بینالمللی یکی از اهرمهای فشار در دست آنها بود. هدف وادار کردن ایران به حضور پای میز مذاکرات و اخذ امتیاز در این مذاکرات بود. آمریکا در سال 1389رژیم تازهای از تحریمها را برای اعمال فشار به ایران طراحی کرد. اوباما رئیسجمهور وقت آمریکا میگوید: «دو سال طول کشید تا ایران آثار کامل این تحریمها را احساس کند... با ترکیب این تحریمها با مجموعه جدیدی از تحریمهای آمریکا ابزارهای لازم را در اختیار داشتیم تا اقتصاد ایران را مگر در صورت قبول مذاکره به تعلیق درآوریم.» دو سال بعد ایده «مذاکره برای لغو تحریم» در آستانه انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری ایران در ادبیات سیاسی کشور جای خود را باز کرده بود و برنده این بازی دولتمردانی بودند که جز مذاکره با