. دل من گرفته میخام مثل بچه گی دوباره یادی از مادر کنم با اشک و آه و پر شراره سرم و میزاشت رو زانو لالائی میخوند و مادر تا بخواب ناز برم من ناز میکرده هی مکرر آغوش پر مهر مادر هرگز از یادم نمی ره هر زمان یادش می افتم خدایی دلم میگیره مادر خوب و قشنگم الهی برات بمیرم کی چنین بوده گمانم که عزای تو بگیرم ای بهشت خونهٔ من بی تو خونه سوت و کوره بیار برگرد گل نازم دلم از غصه ناسوره شمع رویت چه قده زود گشته خاموش وای و مادر داغ تو زده دل من بخدا شعلهٔ آذر هرکسی مادر نداره سایه اش به سر نداره خونه اش اون لونه ای است که در و هم پیکر نداره (صفا ) میدونی که مادر یک فرشته تو زمینه الهی کودکی هرگز داغ مادرش نبینه شاعر حاج قاسم جناتیان