📝 ناسازگاری، عامل خنده 😂 اولین فیلسوفی که از لفظ «ناسازگاری» برای تحلیل طنز استفاده کرد، جیمز بیتی، از معاصران کانت بود. او بیش از همه به معنای اصلی ناسازگاری نزدیک می‌شود آنگاه که می‌گوید خنده به نظر می‌رسد از مشاهده چیزهای ناسازگاری ناشی می‌شود که در یک مجموعه‌ی واحد جمع شده‌اند. موضوع خنده دو یا تعداد بیشتری شیئ یا رخداد بی‌ثبات ناساز و ناسازگار است که در یک ابژه یا مجموعه گردآوری شده‌اند. شوپنهاور نسخه‌ای پیشرفته‌تر از تئوری ناسازگاری ارائه می‌کند که در آن علت شادمانی، تفاوت میان مفاهیم انتزاعی و برداشت‌های ما از چیزهایی است که مثال‌های عینی این مفاهیم‌اند. در سازماندهی تجربه‌ی حسی‌مان، تفاوت‌های بی‌شماری را میان چیزهایی که در ذیل یک مفهوم می‌‌گنجند، نادیده می‌گیریم؛ همانگونه که هم به سگ تنومند گله و هم به سگ پاکوتاه خانگی سگ می‌گویم. علت خنده‌دار بودن غافلگیری از ناجوری یک مفهوم و برداشت از همان چیز و لذت بردن از جرقه‌ی ذهنی ناشی از آن است. در هر دو مورد، دلیل خنده، درک ناگهانی ناسازگاری میان یک مفهوم و موضوعاتی واقعی است که در ذهن به شکلی به آن مرتبط بوده‌اند و خنده در واقع نمود این ناسازگاری است. 🔗🔗🔗 منبع: (فلسفه طنز. جان موریل.صفحه۴۶) @tarzetanz