📝بخشهایی از مقالهٔ «علی علیزاده جوبنی» با عنوان«نمودهای گفتمانی طنز در شعر شفیعی کدکنی در مبارزه با استبداد پهلوی»✍
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
#علی_علیزاده_جوبنی
#ادبیات_انقلاب_اسلامی
بخش سوم✏️✏️✏️
🖍نظارت شدید حاکمیت بر نظام فرهنگی بهویژه پس از سال ۱۳۳۲ و بالأخص با تشکیل سازمان امنیت و اطلاعات کشور (ساواک) در سال ۱۳۳۵ طرح مستقیم دغدغههای سیاسی و اجتماعی را دشوار و شاعران را وادار میکند از صراحت نشانههای زبانی بکاهند و به شیوههای کلیگویی همچون نمادگرایی، ایهام و ابهام بیشتر روی آورند. با نگاهی اجمالی، در مییابیم مبارزه با اختناق سیاسی و فرهنگی درونمایهٔ بسیاری از آثار این دوره است.
🖍شعر شفیعی کدکنی خفقان و وحشت حاکم بر فضای اجتماعی و سیاسی کشور در سالهای پیش از انقلاب را به خوبی ترسیم میکند. او در توصیف این فضای رعبآور، بهویژه از اغراق طنز آمیز کمک میگیرد. از جمله در شعر «دعای باران» (۱۳۵۳) از دفتر خطی ز دلتنگی چنین میگوید:
«ما در میان زخم و شب و شعله زیستیم/ ... در عصر زمهریری ظلمت/ عصری که شاخ نسترن، آنجا/ گر بیاجازه برشکفد، طرح توطئهست.» (شفیعی کدکنی۲، ص۳۲)
🖍او در شعر درین شبها (١٣٤٦) از دفتر از زبان برگ نیز اختناق و انسداد سیاسی را با طنز اغراق اینگونه وصف میکند:
«درین شبها که گل از برگ و برگ از باد و باد از ابر میترسد...»(همو۱، ص۲۲۳)
«گل»، «برگ» و «باد» از هم بستههای ادبیاند و تأکید بر ترس و بدگمانی آنها در مقایسه با هم، اغراقی طنزآمیز از جوّ امنیتی حاکم بر کشور است، که به منظور تخفیف و پنهانسازی با زبانی استعاری بیان شده است.
#تئوری_طنز
#طنز_سیاسی
#خوانش_اشعار_طنز
#یادداشت_ها_و_مقالات
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
#معرفی_طنزپردازان_ایرانی_و_آثارشان
🆔 ایتا :
@tarzetanz
🆔 تلگرام :
@tarzetanz
🆔 اینستاگرام :
@hassan__malekan