🔻 دعوای امیرعباس هویدا و اسدالله علم روز جمعه 27 خرداد 1356 آیت‌الله احمد به دربار تلفن می‌کند که در نیست و مردم مانده‌اند؛ اسدالله وزیر دربار به اطلاع می‌دهد و دستور می‌گیرد که فوری به دولت بگوید، علم می گوید: «به تلفن کردم. گفت الان یک نفر آدم می‌فرستم. گفتم آدم فرستادن چه فایده دارد؟موضوع تشنگی و گرسنگی را نمی‌شود مثل سایر کارها کرد، اگر آب نباشد، آن هم در این گرما، آدم می‌میرد. برق را راه بیندازید. قدری خجل شد. گفت البته، البته. ولی این حرف‌ها نیست. کار از خراب است. اکنون باز در تهران بی‌برقی است. . . می‌ترسم یک دفعه امور از داخله بگسلد، ولی امیدوارم چنین چیزی پیش نیاید.» خاموشی‌های برق و کمبود پیاز و گوشت و مرغ و تخم مرغ در سالی(1355) که شاه بینش جدیدش درباره دروازه‌های تمدن بزرگ را می‌نوشت و انقلاب سفید 9 ماده‌ای‌اش، 17 ماده‌ای شده بود، امیرعباس هویدا نخست وزیر را از طعن ولعن ‌علم خلاص نمی‌کرد..... 📙یادداشت های علم جلد۷ 🔘 @terrorofmedia 🔘