ایوان و لحظه افطار...
چای سرد شد، درست مثل حرفهایی که توی دلم یخ بسته بود.
توی ایوان نشسته بودم و با خودم کلنجار میرفتم. دنبال کسی میگشتم که «بفهمد»؛ بدون مقدمه، بدون قضاوت...
گوشی را که روشن کردم، نگاهم گره خورد به برنامک «
نهجالبلاغه» و حس تازهای در من شکل گرفت.
بیهدف سراغ نامهها رفتم. نامه ۳۱ را باز کردم.
همان اولِ کار، انگار یکی محکم زد روی شانهام:
«
جانت را از هر پستی گرامیتر بدار، حتی اگر تو را به سوی خواستهها (و منافع مادی) بکشاند.»
همین یک خط کافی بود تا بفهمم نباید مسیر زندگی را اشتباه بروم.
آن لحظه، امیرالمومنین (ع) برای من فقط یک شخصیت تاریخی نبود؛
یک همنشینِ زنده بود که از پسِ قرنها، دستم را محکم گرفت و جریان دوبارهای به زندگی من داد.
📔
گاه یک خط از #نهجالبلاغه، همان رفیقِ از راه رسیدهای است که از دوردستها، به سراغ تو میآید و حالا تو هم میتوانی این گنجینه را داخل تلفن همراهت داشته باشی...
🔺
#توجه:
برای استفاده از برنامکها، باید
آخرین نسخه ایتا را نصب کنید.
🧩
@trendingapps | برنامکهای ایتا