هرکاری از دستت برمیاد بکن.. رفتم سراغ احمد. - برادر احمد ! هم خودم ، هم نیروهام دوست نداریم زرهی بمونیم. - برای چی؟ - توی این حمله ما هیچ کاره بودیم ، شاید توی عملیات های بعدی هم کاره ای نباشیم. ما اومدیم بجنگیم ، نه که بشیم تدارکاتچی و مهمات رسون. - همه تون میخواید شهید بشید؟ - لابد؟ - خب برو یه تیربار بگیر دستت همه رو بگیر به رگبار ! مگه ما اومدیم اینجا که همینطور شهید و زخمی بدیم؟ ما باید تکلیف‌مونو انجام بدیم. هرجا نیاز باشه، کار کنیم. جنگ نیروی پیاده میخاد ، زرهی و توپخونه و اینجور نیروها هم میخاد. @twiita