💢 واقعا فرق ما با اونا چیه؟ ما خیلی بخودمون مغروریم، اونا...؟ ما دنیا رو خونه امن خودمون میدونیم، اونا...؟ ما مواظبیم لباسامون ذره ای خاکی نشه، اونا...؟ ما بگذشته پررنگ و خدماتمون مینازیم، اونا...؟ ما بدنبال گسترش دنیای خویشیم،اونا...؟ ما اصلا و لحظه ای بزیر خاک فکر نمی کنیم، اونا...؟ ما خودمون رو بافته میدونیم،اونا...؟ ما خودمون رو انسانهای اصیل و بافرهنگ میدونیم،اونا...؟ ما سیطره زندگی دنیاییمون رو هرروز گسترده تر میکنیم،اونا...؟ ما خدا رو یادمون که میره دنیا رو مالکیم، اونا...؟ ما غرق گذشته خویشیم و سرمستش، اونا...؟ ما بخاطر سابقه جبهه وجانبازی محق همه چیز هستیم،اونا...؟ ما سردار و دکتریم ومهندسی پس بهتر و بیشتر حق حیات داریم،اونا...؟ ما خدا را بنده نیستیم،اونا...؟ ما خودهستیم ودیگران هیچند،اونا...؟ ما خدای خود هستیم وهمه بندگانمان، اونا...؟ ما بفکر بزرگ کردن خانه خویشیم،اونا...؟ ما بنگاه معاملات ملکی هستیم،اونا...؟ اگرخیلی شانس داشته باشیم خانه ای تنگ وتاریک بدون آب وگاز وبرق وتلفن همراه و وات ساپ و اینستاگرام درعمق سرد زمین برایمان میکنند سنگ لحد بر رویمان می نهند وخروارها خاک برهمه آنچه بودیم ونبودیم خواهند ریخت درست موقعی که با خیال راحت،شادمان بفکر برگشت بخانه امن خویشیم! حالا کی برنده است در دو روزه دنیا؟ ما یا اونا...؟ که هیچگاه ندیدیمشان و چه بسا آنها فقط یکبار ما رو خواهند دید آنهم روز تشییع و تدفین! آنهم اگر شود یا نشود ای دل که در این جهان بیخبری روزانه و شبان در پی سیم و زری سرمایه تو از این جهان یک کفن است آن هم گمان نیست بری،یا نبری! (حمید داودآبادی)