نماز شب با طعم شهدا🕊👇 بارش بی‌امان تا ادامه داشت. را از همه گرفته بود. زیر پل تعدادی از افراد نشسته بودند «همدانی» از زیر پل بیرون آمد مات و حیران به روی پل نگاه کرد.😯 نزدیک دهنه پل و کنار تپه «مجاهد» در همان مکانی که های صد و بیست مثل می‌بارید . صدای انفجار خمپاره‌ها لحظه ای قطع نمی‌شد. طنین صدای «محمد بروجردی» در گوشش پیچید: «این امانت ماست …دست شما…امانتدار خوبی باشید.» دوباره نگاه کرد شهبازی در وسط آتش دشمن با آرامش به ایستاده بود.😌 نمی دانست چه کار کند.🤷‍♂ جرات حضور در را نداشت. طاقت نیاورد در حالیکه پهنای صورتش را پوشانده بود😭 به زیر پل بازگشت در میان اهل جبهه مشهور بود و همدانی با تمام وجودش این خلوص را در ظلمات شب مشاهده کرده بود نثار روح پاک شهدا صلوات🕊🥀