🔹زمان شاه انداختنش توی بند نوجوانانِ بزهکار، خیلی اذیت بود اما صبوری به خرج داد. چند روز بعد صدای نماز جماعت و قرآن از بند بلند شد، حسین چند تا از نوجوانای بزهکار رو نماز خون کرده بود. 🔹ماموران حسین را گرفتند زیر مشت و لگد، از آن به بعد شکنجه حسین کار هر روز ماموران شده بود، یکبار هم نشد که اطلاعات را لو بدهد. 🔹او را به درختی در حیاط زندان در هوای سرد بستند و رها کردند به طوری که از هوش رفت. نوجوان ۱۶ ساله را مینشاندند روی صندلی الکتریکی و یا این که از سقف آویزانش میکردند. 🔹پس از مدتی دوستان موفق به دیدنش میشوند، وی در پاسخ به این‌ که چه چیزی لازم داری که برایت بیاوریم، گفت: «فقط یک جلد قرآن برایم بیاورید.» سالروز شهادتت مبارک❤️ @yavaran_Ghuran