بررسى مواضع اميرالمؤمنين (عليه السّلام) در قبال شورا نظر به آنچه گذشت، قطعاً اميرالمؤمنين (عليه السّلام) عوارض و تبعات منفى شورا و نتيجۀ آن را پيش بينى مى كرد. سؤال اين است كه چرا حضرت در اين شورا شركت جست و حتى به سخن عمويش عباس مبنى بر تحريم آن، وقعى ننهاد؟ در پاسخ بايد گفت با توجه به ظاهر متين تشكيل شورا و هيبت و قدرتى كه عمر به واسطۀ فتوحات بزرگ مجاهدان مسلمان به دست آورده بود، چنانچه على (عليه السّلام) مى خواست ماهيت آن را افشا كند، توفيق نمى يافت و خود زير سؤال مى رفت. زيرا ظاهر امر اين بود كه خليفه او را عضو شورا و نامزد خلافت كرده است، ولى او بى توجه به مصالح امت در پى به كرسى نشاندن نظر خود مى باشد. از سوى ديگر با توجه به ضوابط حاكم بر شورا، اميرالمؤمنين (عليه السّلام) ناگزير به شركت در آن بود؛ چرا كه عمر دستور داده بود هركس از شورا تخلّف ورزد، بايد كشته شود. بعيد نيست توطئۀ شورا ضمن بها دادن ظاهرى به آن حضرت، متضمن اين نكته بود كه على (عليه السّلام) كه خلافت را حق مسلّم خود مى داند از آن كناره خواهد گرفت، و از اين جا بهانۀ خوبى براى از ميان برداشتن او به دست خواهد آمد. با توجه به اين مطلب، اميرالمؤمنين (عليه السّلام) براى خنثى كردن توطئۀ حذف فيزيكى خود در آن شركت كرد. آن حضرت با علم به بى پايه بودن شورا و عدم صلاحيت اعضاى ديگر آن، به ناچار و با اكراه در آن شركت فرمود؛ زيرا به خوبى دريافته بود كه وارد كردن كسانى در شورا كه با او قابل قياس نيستند، در حقيقت تخريب جو موجود يعنى يقين عمومى بر نامزدى بى رقيب او براى خلافت است. على (عليه السّلام) خود در اين خصوص مى فرمايد: عمر، امر خلافت را در حيطۀ شورايى قرار داد كه مى پنداشت من نيز همانند اعضاى آن هستم. خدايا به تو در بارۀ آن شورا پناه مى برم. آيا آن گاه كه اوّلى آن‌ها (ابوبكر) زنده بود، حقانيت (و مقام) من (در مقايسه با او) مورد شك بود كه امروز با اين افراد برابر و هم رديف شده ام؟! اما ناچار در فراز و نشيب، با آن‌ها موافقت كردم و در شورا شركت نمودم. [۱] حضرت امير (عليه السّلام) در اين سخن بسيار دردناك تصريح مى كند كجا ابوبكر كه سرآمد اين‌ها به شمار مى رود با من قابل قياس بود كه شأن و شخصيت مرا به اين حد پايين آوردند تا با اين افراد در يك رديف قرار گيرم؟! ---------- [۱]: . فرازى از خطبۀ شقشقيه. تشیع ✍️استاد محمد حسین رجبی https://eitaa.com/zandahlm1357