▪️دستفروشی میکرد. ازش چنتا جوراب خریدم گفتم کارتخوان داری، گفت: شماره کارت میدم. از توی جیبش شماره رو داد دستم. داشتند اذان میگفتند. هنوز پول رو براش واریز نکرده بودم، گفت با من کاری نداری از پشت بساطش مقوا در اورد و رفت که سروقت نمازش رو بخونه... ✍️سلمان نامی خاص خداست💚 @emamzaman3_1_3