38.06M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🖤مادر مادر چادرت پناه بیپناها
🕯مادر مادر تویی آبروی رو سیاها
🖤مادر مادر یه نگام کن
🕯 از اون نگاها
🕯شورجدید
🖤ایام_فاطمیه🏴
🕯فاطمیه_سلام_الله_علیها 🏴
🖤حسین_طاهری🎙
٠٠••●●❥❥❥❥🖤
٠٠••●●❥❥❥❥🕯
٠٠••●●❥❥❥❥🖤
مداحی آنلاین - شهیده بانو - اسداللهی.mp3
2.9M
شهیده بانو
جان علی فاضله الرشیده بانو
همیشه خیرت به گدا رسیده بانو
فاطمیه 🏴
ایام_فاطمیه🏴
فاطمیه_سلام_الله_علیها 🏴
محمد_اسداللهی🎙
🎧🎼🎼
🔊 ▁ ▂ ▃ ▄ ▅ ▆ ▇
مداحی_آنلاین_نماهنگ_نرو_خانم_مهدی_لیثی.mp3
3.35M
این شبا حال و هوای خونمون
خیلی عجیبه
التماست میکنم بیشتر بمون
علی غریبه
فارسی ترکی⏯
فاطمیه 🏴
ایام_فاطمیه🏴
فاطمیه_سلام_الله_علیها 🏴
مهدی_لیثی🎙
🎧🎼🎼
🔊 ▁ ▂ ▃ ▄ ▅ ▆ ▇
مداحی آنلاین - میبینم که بسته پر و بالت - کریمی.mp3
9.51M
با جون میخرم تموم غمهاتو، علی جان
رد شو ولی ببند چشماتو، علی جان
با ضرب لگد کشتن زهراتو، علی جان
فاطمیه 🏴
ایام_فاطمیه🏴
فاطمیه_سلام_الله_علیها
محمود_کریمی🎙
🎧🎼🎼
🔊 ▁ ▂ ▃ ▄ ▅ ▆ ▇
📖 تقویم شیعه🔥
☀️ امروز چهارشنبه:
شمسی: چهارشنبه - ۲۳ آبان ۱۴۰۳
میلادی: Wednesday - 13 November 2024
قمری: الأربعاء، 11 جماد أول 1446
🌹 امروز متعلق است به:
🔸امام موسي بن جعفر حضرت كاظم عليه السّلام
🔸السلطان ابالحسن حضرت علي بن موسي الرضا عليه السّلام
🔸جواد الائمه حضرت محمد بن علي التقي عليه السّلام
🔸امام هادي حضرت علي بن محمد النقي عليه السّلام
❇️ وقایع مهم شیعه:
🔹امروز مناسبتی نداریم
📆 روزشمار:
▪️2 روز تا شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها (روایت 75روز)
▪️22 روز تا شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها (روایت 95روز)
▪️32 روز تا وفات حضرت ام البنین سلام الله علیها
🌺39 روز تا ولادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
▪️48 روز تا وفات حضرت ام کلثوم علیها السلام
✅ با ما همراه شوید..
🔭🔮🔭🔮🔭🔮🔭🔮
🔮🔭
🔭
💎 تقویم نجومی 💎
✴️ چهارشنبه 👈 23 آبان / عقرب 1403
👈11 جمادی الاول 1446 👈13 نوامبر 2024
🏛 مناسبت های دینی و اسلامی.
🌙⭐️ احکام دینی و اسلامی.
❇️امروز برای امور زیر خوب است.
✅خرید و فروش.
✅قرض و وام دادن و گرفتن.
✅امور زراعی و کشاورزی.
✅مناظره و گفتگو.
✅صید و شکار و دام گذاری.
✅آغاز بنایی و خشت بنا نهادن.
✅دیدار با مسولین.
✅شروع به کسب و کار.
✅و نوشیدن دوا خوب است.
👶 برای زایمان مناسب و نوزاد مبارک و روزی دار است.
🚖سفر: مسافرت شدیدا مکروه است و در صورت ضرورت همراه صدقه باشد.
🔭 احکام نجوم.
🌗 امروز قمر در برج حمل و از نظر نجومی روز مناسبی برای امور زیر است:
✳️شکار و صید و دام گذاری.
✳️ختنه نوزاد.
✳️آغاز معالجه و درمان.
✳️شروع به کسب و کار.
✳️ارسال کالا به مشتری.
✳️و کودک به گهواره نهادن نیک است.
💑مباشرت امشب:
مباشرت امشب : مباشرت برای صحت جسم نیک و فرزند دانشمند شود.
💉💉 حجامت.
#حجامت خون دادن و فصد سبب خبط دماغ می شود.
💇♂💇 اصلاح سر و صورت باعث غم و اندوه می شود.
😴🙄 تعبیر خواب:
خوابی که (شب پنجشنبه )دیده شود تعبیرش طبق ایه ی 12 سوره مبارکه" یوسف " علیه السلام است.
ارسله معنا غدا یرتع و یلعب...
و از مفهوم این آیه چنین استفاده میشود که عزیزی از خواب بیننده دور افتد و عاقبت آن دور افتاده خیر و نیک باشد و شما مطلب خود را در این مضامین قیاس کنید.
✂️ ناخن گرفتن.
🔵 چهارشنبه برای #گرفتن_ناخن، روز مناسبی نیست و باعث بداخلاقی میشود.
👕👚 دوخت و دوز.
چهارشنبه برای بریدن و دوختن #لباس_نو روز بسیار مناسبی است و کار آن نیز آسان افتد و به سبب آن وسیله و یا چارپایان بزرگ نصیب شخص شود.ان شاالله.
✴️️ وقت استخاره.
در روز چهارشنبه: از طلوع آفتاب تا ساعت ۱۲ ظهر و بعداز ساعت ۱۶عصر تا عشای آخر( وقت خوابیدن)
❇️️ #ذکر روز چهارشنبه : یا حیّ یا قیّوم ۱۰۰ مرتبه
✳️️ ذکر بعد از نماز صبح ۵۴۱ مرتبه #یامتعال که موجب عزّت در دین میگردد.
💠 ️روز چهارشنبه طبق روایات متعلق است به #حضرت_امام_موسی_کاظم_علیه_السلام#امام_رضا_علیه السلام_#امام_جواد_علیه_السلام و #امام_هادی_علیه_السلام . سفارش شده تا اعمال نیک و خیر خود را در این روز به پیشگاه مقدس ایشان هدیه کنیم تا ثواب دوچندان نصیبمان گردد
🌿🌺🌿🌺🌿🌺🌿
🌸زندگیتون مهدوی
📚 منابع مطالب
کتاب تقویم همسران
نوشته ی حبیب الله تقیان
با این دعا روز خود را شروع کنید
🌟بسم الله الرحمن الرحیم🌟
✨ *اللّهُمَّ اِنّی اَسأَلُکَ یا قَریبَ الفَتحِ وَ الفَرَجَ یا رَبَّ الفَتحِ وَ الفَرَج یا اِلهَ الفَتحِ وَ الفَرَجِ عَجِّلِ الفَتحَ وَ الفَرَجَ سَهِّلِ الفَتحَ وَ الفَرَجَ یا فَتّاحَ الفَتحِ وَ الفَرَجِ یا مِفتاحَ الفَتحِ وَ الفَرَجِ یا فارِجَ الفَتحِ وَالفَرَجِ یا صانِعَ الفَتحِ وَ الفَرَجِ یا غافِرَ الفَتحِ وَ الفَرَجِ یا رازِقَ الفَتحِ وَ الفَرَجِ یا خالِقَ الفَتحِ وَ الفَرَجِ یا صابِرَالفَتحِ وَ الفَرَجِ یا ساتِرَ الفَتحِ وَ الفَرَجِ وَاجعَل لَنا مِن اُمُورِنا فَرَجاً وَمَخرَجاً اِیّاکَ نَعبُدُ وَ اِیّاکَ نَستَعینَ بِرحمتک یا اَرحَمَ الرّاحمینَ✨
🔭
🔮🔭
🔭🔮🔭🔮🔭🔮🔭🔮
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
💗رمان ابوحلما💗
قسمت9
با صوت قشنگ قرآن خواندن محمد، بیدار شد. از اتاق بیرون آمد و تماشایش کرد که زیر نور کم سوی آپاژور، آهسته و با لحن دلنشینی قرآن میخواند. محمد که متوجه حضور حلما شد، سرش را بالا آورد. بلند شد و او را آورد کنار خودش روی مبل نشاند. حلما طوری که انگار چیزی از صحبت های دیشب بخاطر ندارد، پرسید:
اذانو گفتن؟
محمد لبخندی زد و جواب داد:
-نه هنوز...ده دقیقه ای مونده...ام....امروز حال داری باهام یه جا سربزنیم؟
+موتورتو ک...
-ماشین بابامو میگیرم حالا میای؟
+کجا؟
-بریم میبینی
+با تو باشم هرجا باشه
-قربانت
+نگو اینجور، زنده باشی
(ساعت ۱۱:۲۷- بیمارستان تخصصی کودکان)
+چرا منو آوردی اینجا حالم بد میشه
-میخوام یکی رو ببینی
+کی؟
-بیا
فضای داخلی بیمارستان با بقیه بیمارستانهایی که حلما تا آن موقع دیده بود، فرق داشت.
دیوارهایش نقاشی شده و رنگارنگ بودند. کنار تخت های کوچک عروسک های قد ونیم قد به چشم میخورد. بوی مواد ضدعفونی کننده و الکل هم کمتر به مشام میرسید
ولی...صدای سرفه های مداوم از گلو های نازک بچه ها گوش را چون خاطر انسان می آزرد. کمی که جلو رفتند محمد با پرستار بخش صحبتی کرد و بعد رو به حلما گفت: اون درِ سمت راست راهرو رو میبینی؟
حلما بهت زده و غمگین پاسخ داد:
+آره
-هلش بده و برو داخل با کمک پرستار لباس مخصوص بپوش و برو پشت شیشه کسی اونجاست که میخوام ببینیش.
حلما بعد از مکث کوتاهی با قدم هایی مردد به طرف در رفت. بعد از تعویض لباس ها و پوشیدن پاپوش های مخصوص، رفت ایستاد پشت شیشه مراقبت های ویژه،
پرستار داخل اتاق شد و پرده سبز رنگ را از جلوی شیشه کنار زد. یک نوزاد شش،هفت ماهه در دستگاه زیر ماسک اکسیژن بود. به سرش سِتِ سِرُم وصل کرده بودند و سینه کوچکش آرام بالا و پایین میرفت.
یکدفعه یک دختربچه سه، چهار ساله دست حلما را کشید و گفت: اون داداشمه اسمش آرشه، میای اتاق منم ببینی خاله؟
حلما مات چشم های گود افتاده و بی مژه دخترک بود. بی اختیار به سر بی مویش هم نگاهی انداخت و با بغض گفت: اتاقت کجاست؟
دخترک با خوشحالی دست حلما را دنبال خودش کشید و شروع به دویدن کرد.
آنها از راهرو مقابل چشمان سرپرستار و محمد عبور کردند و به اتاق صورتی رنگی رسیدند که چهار تخت کوچک درونش قرارداده شده بود. دخترک دست حلما را سمت اولین تخت کشید و خرس کوچک پارچه ای را از زیر تخت بلند کرد و گفت:
×اینو مامانم برام خریده من خیلی دوستش دارم ولی خانم پرستار میگه برای نفسم ضرر داره و باید بندازمش دور، ولی من قایمش میکنم و هر شب به جای صورت مامانم بوسش میکنم ببین...
و خرس را بغل کرد و نفس عمیقی کشید انگار آغوش مادرش را گم کرده باشد، شروع به بوسیدن عروسکش کرد بعد عروسک را سمت حلما گرفت و گفت:
×بوی مامانمو میده
+داره از بینیت خون میاد...خیلی...زیاد....خانم پرستار... پرستار
🍁نویسنده؛ بانو سین.کاف🍁
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸