- سِدنا
تو آخرین وطنی هستی که آن زاده شدهام ؛ و در آن دفن خواهم شد 'نزارقبانی
دلم میخواهد
آنقدر کوچک بشوم که به قدر یک پرنده باشم، آنوقت پر بزنم و بیایم پیش تو 'فروغفرخزاد
- سِدنا
- امروز زکریا بودم کاملا راضی
دیروز اندازه کل عمرم راه رفتم، بیرون موندم ..
حالا کجا رفتم
۱. والیبال از ساعت ۶ تا ۷:۳۰
۲. پیتزا گرفتم
۳. رفتم خونه دوستم و ورداشتم آوردمش خونه دوستم
۴. تولد گرفتن برای دوستم، خونشون
۵. پیاده برگشتن به خونه
- سِدنا
از امروز ِ[بهشدتدوستداشتنیُخاطرهانگیزه] ۰۳ / ۹ / ۱۵
از دیروز ِ[بهشدتدوستداشتنیُتویدلبرو]
۰۳ / ۹ / ۱۶
افسرده بودن رو نه تو تعیین میکنی نه من
اما چون توی زندگیِمن، من میتونم حسش کنم تو حق داری اینو بگی چون فقط داری کلمهٔ "بچههامنافسردهمرومیشنوی" اما
بهم ریختگی اتاقمو نمیبینی، بیحوصلگیمو نمیبینی، منزوی شدنمون نمیبینی.
تو هیچ کجای زندگیم نیستی، تو هیچ کجای وضعیت زندگیمو ندیدی تو نشستی نارنگی میخوری و میچرخی این کانال و اون کانال حق داری که فکر کنی مدیرای چنل برای جذب خودشونو به موش مردگی میزنن
اما این برای کانال من صدق نمیکنه چون
کانال من کانالِروزمرگیِ، کانالیِ که توش من بدون محدودیت موضوعی صحبت میکنم یهجاهایی درمورد خانواده یهجاهایی درمورد فلان یهجاهایی درمورد بهمان و یه جاهایی ناراحتم و یه جاهایی خوشحالم من دارم از احساس "همینالان"م میگم.