eitaa logo
- سِدنا -
211 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
166 ویدیو
3 فایل
. و به راستی چرا پس از اندوه کشیدن کسی مرا به آغوش نکشید؟ . امیدوار، امیدوار و همچنان امیدوار به زندگیِ سبزِ خود و امید است که گرانبها کرد آن [ مخلُوق‌مِن‌صَلصالِن‌کَل‌فَخار ] ‌‌ https://daigo.ir/secret/91212774517
مشاهده در ایتا
دانلود
- سِدنا -
https://gkite.ir/es/10190470 یه بیت شعر برای تسلی روحِ خستهٔ آخر هفته ..
میتونم برای تک تک شعرهایی که فرستادید بمیرم بچه‌ها
- عاقبت خاک شود حسن جمال من و تو خوب و بد می‌گذرد وای به حال من و تو
- قلب من موقع اهدا به تو ایراد نداشت مشکل از توست اگه پس‌زده پیوندش را
- مثل آن چایی که می‌چسبید به سرما بیشتر با همه گرمیم با دل‌های تنها بیشتر
- شکایت از تو ندارم ولی بیا و ببین چه زخم‌های عمیقی که بر تن است هنوز
- به طوافنم مبر ای سرگردان ما از این دایره‌ها بیرونیم
- عشق بعضی وقت‌ها از درد دوری بهتر است بی‌قرارم کرده و گفته صبوری بهتر است توی قرآن خوانده‌ام، یعقوب یادم داده است: دلبرت وقتی کنارت نیست کوری بهتر است نامه‌هایم چشم‌هایت را اذیت می‌کند درد دل کردن برای تو حضوری بهتر است چای دم کن، خسته‌ام از تلخی نسکافه‌ها چای با عطر هل و گل‌های قوری بهتر است من سرم بر شانه‌ات؟ یا تو سرت بر شانه‌ام؟ فکر کن خانم اگر باشم چه جوری بهتر است؟
- هیچکس چشم به راه من دیوانه نبود هرچه بر در زدم انگار کسی خانه نبود راندي از خویشم و من مردن خود را دیدم کاش تشییع من اینقدر غریبانه نبود
- پیشانی ام را بوسه زد در خواب هندویی شاید از آن ساعت طلسمم کرده جادویی شاید از آن پس بود که احساس می کردم در سینه ام پر می زند شب ها پرستویی شاید از آن پس بود که با حسرت از دستم هر روز سیبی سرخ می افتاد در جویی از کودکی دیوانه بودم ، مادرم می گفت: از شانه ام هر روز می چیده ست شب بویی نام تو را می کند روی میز ها هروقت در دست آن دیوانه می افتاد چاقویی بیچاره آهویی که صید پنجۀ شیری ست بیچاره تر شیری که صید چشم آهویی اکنون ز تو با ناامیدی چشم می پوشم اکنون ز من با بی وفایی دست می شویی آیینه خیلی هم نباید راستگو باشد من مایۀ رنج تو هستم راست می گویی
- غرضم وصل تو باشد چه تو آیی، چه من آیم گر بیایی دهمت جان ور نیایی کُشَدم غم من که بایست بمیرم چه بیایی، چه نیایی...
- من خسته‌ام و طاقتِ آزار ندارم با اینکه تورا دارم ، انگار ندارم یک عمر به پای تو و تصمیمِ تو ماندم یک بار بمان ، گرچه من اصرار ندارم ای رفته و برگشته و برگشته و رفته من حوصله این همه تکرار ندارم می‌گفت رفیقی که مرا دوست نداری دیگر به خدا قدرتِ انکار ندارم هر لحظه خودآزاری و خودسوزی و افسوس از ترسِ خودم ، جرعتِ اقرار ندارم چون عطرِ تو آواره شدم کوچه به کوچه سقفی که شود بر سرم آوار ندارم ای جانِ به لب آمده ، بوسه نداده راهی شده‌ام مهلتِ بسیار ندارم سیگار به سیگار به ته می‌رسم انگار راهی به جز این مردن کشدار ندارم.
- چشم آلوده کجا، دیدن دلدار کجا دل سرگشته کجا وصف رخ یار کجا قصه عشق من و زلف تو دیدن دارد نرگس مست کجا همدمی خار کجا سر عاشق شدنم لطف طبیبانه توست ور نه عشق تو کجا این دل بیمار کجا منتی بود نهادی که خریدی ما را رو سیه برده کجا میل خریدار کجا هر کسی را که پسندی بشود خادم تو خدمت شاه کجا نوکر سربار کجا کاش در نافله‌ات نام مرا هم ببری که دعای تو کجا عبد گنه‌کار کجا مهر من گر که فتد در دل تو می‌فهمم شهد دیدار کجا دوریِ از یار کجا به خدا چون دل زهرا نگران است دلم یک شه تشنه لب و لشگر بسیار کجا کاش زینب نرسد کوفه بدون تو حسین زینب خسته کجا کوچه و بازار کجا یاد گیسوی رقیه جگرم می‌سوزد دست عباس کجا پنجه اغیار کجا