eitaa logo
فدائیان اسلام
125 دنبال‌کننده
654 عکس
78 ویدیو
9 فایل
بزرگداشت نام و یاد همه شهداء بویژه شهداء فدائی اسلام و رهبر‌عالیقدرش حضرت سید مجتبی نواب صفوی ارتباط با مدیر : @AGHAYEZIA
مشاهده در ایتا
دانلود
عباس غله‌زاری یکی از یاران نواب صفوی، به منظور درک بهتر این روش مبارزاتی فدائیان اسلام با ذکر خاطره‌ای می‌گوید: « یک بار در تپه‌های دولاب وقتی از تاکسی پیاده شدیم تا به خانه برسیم ، در میان راه ، مسئله کشتن اشخاص را با ایشان مطرح کردم. ایشان گفت که « و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه و من رباط الخیل » و بقیه‌اش را نخواندند. گفتند: بقیه‌اش؟ من فکر کردم ایشان یادش رفته. گفتم که «ترهبون به عدو الله» دوباره ایشان از اول شروع کردند که « و اعدو لهم … » بقیه‌اش چیه آقا؟ دوباره من تکرار کردم. بار سوم متوجه شدم ایشان روی کلمه « ترهبون » نظر دارد. ایشان فرمودند که خدا نمی‌فرماید امکانات را فراهم کنید برای کشتن دشمن. می فرماید امکانات را فراهم کنید برای ترساندن دشمن. گفتند: ببین خدا نمی‌فرماید که تقتلون به … مسئله قتل و کشتن دشمن هدف نیست، هدف تو ترساندن است که کارایی از دشمن گرفته شود. به خاطر همین ما هم که گاهی ناچار شدیم افرادی را بکشیم. منظور اجرای حدود الهی نبود، چون اگر اینگونه باشد باید خیلی‌ها را بکشیم. این‌هایی را که انتخاب می‌کردیم می‌دیدیم دستگاه دیگر به جایی رسیده است که گوشش بدهکار حرف‌ها نیست. ما این‌ها را انجام دادیم تا حکومت را در مورد موسیقی، مشروب‌فروشی، بی‌حجابی و بعضی از مسائل دیگر که مستقیما با دستگاه در ارتباط بودند، به اجرای دستورات اسلام وادار کنیم. یعنی وقت‌هایی که رژیم گوش نمی‌داد و بر اساس اسلام عمل نمی‌شد، برای این که لرزه‌ای در ارکان دستگاه پیدا شود، چنین حرکتی ایجاد می‌شد.» برکناری و مجازات شاه و مسئولان فاسد برکناری و مجازات شاه و مسئولان فاسد آخرین راهی بود که نواب برای رسیدن به اهدافش آن را انتخاب نمود، نواب صفوی چاره‌ای جز عزل شاه و برکناری مسئولان وابسته به غرب نمی‌دید. نواب در ابتدای حرکت انقلابی‌اش نظراتش در جهت اصلاح ساختار حکومت و اوضاع جامعه بود. اما از طرف دیگر شاه و عمالش به نظرات نواب و سایر منتقدین بی‌اعتنایی می‌کردند، بدین خاطر او شاه را یکی از موانع اصلی در راه رسیدن به سعادت می‌دید. نواب در جریان ملی شدن صنعت نفت به این نتیجه رسید که شخص محمدرضا پهلوی عامل اصلی عقب‌ماندگی و وابستگی جامعه است. از دیدگاه نواب، تعویض نخست‌وزیرها تأثیر مقطعی دارد و مشکلات را به صورت دائمی حل نمی‌کند. اگر شاه خلع شود و در رأس حکومت فردی شایسته و شجاع قرار بگیرد بسیاری از مشکلات حل خواهد شد. تعبیر دیگری که باید در این زمینه بیان شود باز هم در ارتباط با ملی شدن نفت است. نواب اگر شرایط برایش مهیا می‌شد به احتمال قوی به جای اعدام رزم‌آرا ، دستور اعدام شاه را صادر می‌کرد. نواب در کتاب برنامه حکومتی فدائیان اسلام در رابطه با شاه و مسئولین فاسد به دو نکته اشاره کرده است: نکته اول را در قسمت شرح جامعه آرمانی‌اش بیان می‌کند، او در شرح وظایف وزارت دادگستری مجازات سردمداران فاسد را آورده و دستور داده که طبق قانون مجازات اسلامی با این افراد برخورد شود. نکته دوم در قسمتی که به اتمام حجت با جهان و شاه و مسئولان می‌پردازد، از شاه و نیروهایش خواسته که توبه کنند و دستورات اسلام را به صورت دقیق انجام دهند، در غیر این صورت توسط فرزندان اسلام مجازات خواهند شد. نواب پس از نام بردن اسامی حاج شیخ فضل‌الله نوری، مرحوم سید حسن مدرس، مرحوم آیت‌الله قمی و شهید سید حسین امامی به سردمداران حکومتی اعلام می‌کند که ما در این راه همانند این بزرگان ثابت‌قدم و پایدار هستیم و تا استقرار حکومت اسلامی و مجازات شاه و چاپلوسانش هرگز پا پس نمی‌کشیم. نواب ، شاه و سردمداران فاسد را سد راه رسیدن به سعادت می‌دانست و بدین خاطر معتقد به حذف این افراد بود.
مصاحبه و تحلیل کوتاهی از مرحوم سیدهادی خسروشاهی راجع به اندیشه‌ها و تفکرات شهید نواب صفوی 10 اینجانب نیز همراه مرحوم شیخ رضا گلسرخی کاشانی که از اعضاء فدائیان اسلام بود، برای وساطت ایشان در نزد آیت‌الله بروجردی، بدون اطلاع قبلی از اقدام ایشان، به منزلشان رفتیم و امام خمینی ضمن ابراز تأسف شدید از خلع لباس شهید نواب صفوی توسط رژیم شاه و صدور حکم اعدام پس از یک محاکمه قلابی در یک دادگاه نظامی، اشاره کردند که گویا وعدۀ مساعدی به آیت‌الله بروجردی داده شده است. امام البته با دقت به حرف‌های ما هم گوش دادند و هنگامی ‌که مرحوم گلسرخی به انتقاد از روش آیت‌الله بروجردی پرداخت، امام بر آشفت و گفت: شما با مراجع چه کار دارید؟ اگر خودتان کاری بلدید، انجام دهید و اگر از من کاری ساخته است، بفرمایید تا من اقدام کنم...ادامه البته در دوران قبل و شکوفایی فعالیت فدائیان اسلام در حوزه علمیه قم، امام با انتقاد جوانان وابسته به فدائیان اسلام از آیت‌الله بروجردی هم، موافق نبودند و به همین دلیل اقدامات آن‌ها را تایید نمی‌کردند، ولی در حسن نیت آن‌ها تردیدی نداشتند... تألیف کتاب «کشف‌الاسرار» توسط امام در پاسخ به شبهات «حکمی‌زاده» در رسالۀ «اسرار هزار ساله» ـ که شباهتی کامل به اتهامات کسروی در «شیعی‌گری» داشت ـ و هر دو هم در یک چاپخانه در تهران به چاپ رسیده بودند ـ و لحن تند محتوای آن (که قبلاً نقل شد) نشان می‌دهد که امام از لحاظ عقیدتی، با مبارزات فدائیان اسلام مخالفتی نداشته‌اند. به هر حال شهید نواب صفوی، همان‌طور که اشاره کردم در حوزه علمیه قم و در بین علما برجسته و اکثریتی از طلاب جوان جایگاه مقبولی داشتند و مورد احترام و تکریم و تقدیر آنان بودند و این البته، به «جریان خاصی» از آن نوع که در عصر ما هست وابستگی نداشت. نواب در ایده تشکیل حکومت اسلامی تا چه میزان به ظرافت‌های نظری عنایت داشت و آیا اساساً دارای دانش لازم در این خصوص بود؟ شباهت‌ها و تفاوت‌های الگوی مورد نظر نواب و یاران وی با آیت‌الله مصباح و شاگردان وی، در بحث حکومت اسلامی چیست؟ https://eitaa.com/s_m_nb https://eitaa.com/joinchat/3404988610C1629cb9d4a ادامه 👇
مصاحبه و تحلیل کوتاهی از مرحوم سیدهادی خسروشاهی راجع به اندیشه‌ها و تفکرات شهید نواب صفوی 11 شهید نواب صفوی در اندیشه تأسیس یک حکومت اسلامی در ایران، با تکیه بر دانش کلی درباره لزوم تأسیس و یک حکومت اسلامی اقدام کرد و کتاب خود را در این رابطه و قبل از همۀ جریان‌ها، تحت عنوان: «اعلامیه فدائیان اسلام یا کتاب رهنمای حقایق»، در سال ۱۳۲۹ ش ـ حدود ۶۰ سال پیش ـ منتشر ساخت. البته این کتاب جنبه «نظریه‌پردازی» و به اصطلاح تئوریک ندارد، بلکه نشان‌دهنده شور و شوق و عشق و علاقه مؤلف آن بر احیاء اندیشه اسلامی در تشکیل یک حکومت اسلامی است. بی‌تردید دانش شهید نواب صفوی در این خصوص هم‌طراز مؤلفان برجسته عصر ما که درباره چگونگی حکومت اسلامی آثاری دارند، نبود و حتی نوع طرح و بیان هم هماهنگ با شرایط نیم قرن پیش بود و مثلاً‌ برای «وزارت دربار» فصلی ویژه اختصاص یافته است! در حالیکه اگر این کتاب در عصر ما نوشته می‌شد، اصل مساله «دربار» منتفی بود تا چه رسد به وزارت دربار!.. این کاستی البته ناشی از تفکر خاص آن دوران، درباره نوع حکومت اسلامی است... و در عصر ما تردیدی نیست که یک حکومت اسلامی باید جمهوری اسلامی و نظامی تکیه بر اصول اسلام و جمهور مردم باشد... دیدگاه‌های آیت‌الله مصباح یزدی در این رابطه، در آثار بی‌شمار ایشان مطرح شده است و نیازی به بازگویی بنده ندارد . ولی به طور کلی باید گفت که الگوی مورد نظر شهید نواب صفوی با نظام اسلامی مورد نظر آیت‌الله مصباح، تفاوت‌هایی دارد که بررسی آن در این گفت‌وگوی کوتاه مقدور نیست. بی‌مناسبت نیست اشاره کنم که کتاب شهید نواب صفوی را اینجانب قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، تحت عنوان «جامعه و حکومت اسلامی» ‌با مقدمه‌ای کوتاه در «قم» تجدید چاپ و منتشر کردم. در این کتاب بسیاری از اهداف مورد علاقه مردم مسلمان ایران مورد توجه قرار گرفته است از جمله اینکه با صراحت از: ملی شدن صنعت نفت و همه منابع طبیعی، اصلاحات ارضی بنیادین، برچیده شدن بازار مصرف‌گرایی، اسراف و تبذیر، اعطاء حقوق کارگران و کشاورزان... به عمل آمده و حکومت شاه و «غیر قانونی» اعلام شده است! «... اعلام ما به دشمنان اسلام و غاصبین حکومت اسلام: شاه، دولت و سایر کارگردانانی که آنان را به خوبی می‌شناسیم:‌ای خائنین ایران مملکت اسلامی است و شما دزدان و غاصبینی هستید که حکومت اسلامی را غصب کرده‌اید.» (جامعه و حکومت اسلامی ص ۷۸) https://eitaa.com/s_m_nb https://eitaa.com/joinchat/3404988610C1629cb9d4a ادامه 👇
مصاحبه و تحلیل کوتاهی از مرحوم سیدهادی خسروشاهی راجع به اندیشه‌ها و تفکرات شهید نواب صفوی 12 شهید نواب صفوی کتاب خود را با این جملات پایان می‌دهد: «... برای آخرین بار به دشمنان اسلام و غاصبین حکومت اسلامی، شاه و دولت و سایر کارگردانان ابلاغ می‌شود که چنانچه مقررات اسلامی را مو به مو اجرا ننمایید، به یاری خدای توانا نابودشان می‌کنیم و حکومت صالح اسلامی و قانونی تشکیل داده و احکام اسلام را سراسر اجرا می‌نماییم و به بدبختی‌های دیرین ملت مسلمان ایران به یاری خدای جهان، خاتمه می‌دهیم...» (جامعه حکومت اسلامی ص ۸۸) به هر حال این جملات نشان دهنده دیدگاه شهید نواب صفوی درباره یک حکومت اسلامی است. و به طور کلی باید اشاره کرد که این کتاب با توجه به شرایط زمان و مکان، یک کتاب ارزشمندی بود به ویژه که پیش از آن، کسی از علما و جریان‌ها در این زمینه اقدامی نکرده بودند. چرا اکثر اعضا و هیأت‌های جمعیت فدائیان اسلام مقلد آیت‌الله سیدصدرالدین صدر بودند؟ بیشتر شباهت و قرابت‌های فکری مطرح بود یا دلایل دیگری همچون انگیزه‌های سیاسی هم در میان بود؟ بدست آوردن آماری که نشان دهد «اکثر اعضا» و هواداران فدائیان اسلام مقلد آیت‌الله صدر بودند، کار آسانی نیست. البته پیش از آمدن آیت‌الله بروجردی به قم، «آیات ثلاثه» ـ آیت‌الله خوانساری، آیت‌الله صدر، آیت‌الله حجت ـ اداره حوزه علمیه را به عهده داشتند و از مراجع تقلید بشمار می‌رفتند و هر کدام نیز مقلدان خاص خود را داشتند... ادامه آیت‌الله صدر از فدائیان اسلام پشتیبانی می‌کرد ولی این امر در عرف مذهبی نمی‌توانست دلیلی برای تقلید باشد. و بی‌شک قرابت‌های فکری یا انگیزه‌های سیاسی هم مطرح نبود بلکه همواره شناخت و عقیده مذهبی، عامل اصلی در انتخاب «مرجع تقلید» هر کسی بوده است. البته پس از آمدن آیت‌الله بروجردی به قم، ‌و تجلیل مراجع ثلاثه از ایشان، کم کم گرایش به تقلید از ایشان بیشتر شد و پس از رحلت آن سه بزرگوار، آیت‌الله بروجردی به «مرجعیت تامه» شیعیان در ایران نائل آمد... https://eitaa.com/s_m_nb https://eitaa.com/joinchat/3404988610C1629cb9d4a ادامه 👇
مصاحبه و تحلیل کوتاهی از مرحوم سیدهادی خسروشاهی راجع به اندیشه‌ها و تفکرات شهید نواب صفوی 13 آیت‌الله بروجردی در این برهه، به علت نگرانی از متلاشی شدن حوزه در اثر فعالیت‌های سیاسی حاد، از اقدامات فدائیان اسلام پشتیبانی نکرد و همین امر موجب دوری طلاب و جوانان فدائیان اسلام، از ایشان گردید که البته کار درستی نبود. با توجه به اینکه فدائیان اسلام فاقد ساختار حزبی بود، منبع درآمد گروه چه بود و از چه کانال‌هایی تأمین می‌شد؟ به نظر من سوال از «منبع درآمد»، ‌در مورد فدائیان اسلام کمی بی‌معنی و یا غیر منطقی است. شهید نواب صفوی و یکی دو نفر دیگر از روحانیون همراه ایشان، در دوره طلبگی، معاشی بسیار پایین‌تر از بقیه داشتند. اعضای ‌عادی فدائیان اسلام هم هر کدام شغلی داشتند و از راه کار و تلاش شخصی، امرار معاش می‌کردند... وقتی شهید نواب صفوی برای «هدایت» احمد کسروی می‌خواهد به ایران بیاید، هزینه سفر او را آیت‌الله سیدمحمود شاهرودی (دو دینار)، علامه امینی (پنج دینار)، شهید آیت‌الله سیداسدالله مدنی (پنج یا شش دینار) پرداخت نمودند و او راهی ایران شد و در تهران برای گفت‌وگو به سراغ احمد کسروی در دفتر روزنامه «پرچم» رفت و پس از چند دیدار، چون انکار او را دید، ‌ تصمیم دیگری گرفت... و برای خرید اسلحه، نخست به سراغ آیت‌الله سیداحمد طالقانی رفت و بگفته شمس آل احمد، پدر او پاسخ داده بود که پولی در بساط ندارد... سپس به سراغ آیت‌الله حاج شیخ محمد حسن طالقانی، ‌ امام جماعت مسجد شاه‌آباد رفت و او پول اسلحه را پرداخت نمود... زندگی بعدی شهید نواب صفوی بسیار ساده و به دور از هر گونه تشریفات و در دو اطاق اجاره‌ای در محله «دولاب» و به کمک مرحوم حجت‌الاسلام والمسلمین حاج شیخ مهدی دولابی می‌گذشت ... و به قم هم که می‌آمد اغلب در حجره طلاب و یا در منزل دوستان و برادران بسر می‌برد... تا آنجا که من یادم می‌آید رهبری فدائیان اسلام (نواب صفوی، سید عبدالحسین واحدی، ‌سید‌هاشم حسینی) ‌اغلب بدهکار بودند. https://eitaa.com/s_m_nb https://eitaa.com/joinchat/3404988610C1629cb9d4a ادامه 👇
مصاحبه و تحلیل کوتاهی از مرحوم سیدهادی خسروشاهی راجع به اندیشه‌ها و تفکرات شهید نواب صفوی 14 همسر و فرزندان شهید نواب صفوی در دوران ۲۲ ماهه و ظالمانه زندانی بودن در حکومت دکتر مصدق و وزیر کشورش دکتر صدیقی، هزینه زندگی یومیه خود را نداشتند و به علت عدم توانایی پرداخت اجاره دو اطاق، مجبور شدند آن را تخلیه کنند و هر چندی یک‌بار در منزل یکی از «برادران» سکونت کنند و تکفل مخارج آن‌ها هم بعهده آنان بود. البته تا آنجا که اینجانب اطلاع دارم، گاهی بعضی از علما قم مانند آیت‌الله نجفی مرعشی، آیت‌الله بدلا، و یا پدر همسر وی، مرحوم نواب احتشام رضوی از کمک مالی دریغ نمی‌ورزیدند. اشاره به صورت لوازم و اثاثیه و دارایی شهید نواب صفوی، ‌ که پس از آخرین بازداشت، توسط فرمانداری نظامی تهران و به دنبال تفتیش خانه او در خیابان خراسان صورت‌برداری و در پرونده وی دادرسی ارتش قرار گرفت، عبارت بود از: «زیلوی نخی دو تخته، ‌ساعت رومیزی شکسته، چراغ کلمن بدون شیشه، قاب‌هایی چند از قرآن، شلوار مردانه، جانماز کهنه ترمه، پیراهن سه عدد، حوله حمام دو عدد، ‌ چمدان تخته‌ای، کت مستعمل، ‌منبر چوبی شکسته، دو لحاف کوچک و بزرگ، دو قطعه پتوی پشمی، تخت چوبی، ‌ چند دست لباس زنانه و کودک مستعمل، ‌چراغ گردسوز بدون لوله، سماور کوچک، قوری رویی!، حصیر مستعمل پنج عدد، شال سبز دو عدد، ‌ چمدان خالی حلبی، چادر نماز و کتب مختلف دینی....» این خلاصه‌ای از صورت لوازم و اثاثیه خانه شهید نواب صفوی به هنگام دستگیری آخرین است و صورت جلسه تنظیمی را ستوان دوم شهنام، نماینده دادستانی فرمانداری نظامی به اتفاق مأمور ویژه امیر یوسفی، امضا کرده است که ضمیمه پرونده او است و البته یک ریال هم وجد نقد، نه در منزل و نه در جیب‌های شهید نواب صفوی موجود نبود! و حساب بانکی هم مطلقا نداشت بدین ترتیب سخن از منبع درآمد سازمان، با روشن شدن کل دارایی رهبری آن، کمی غیر منطقی است. والله علی مانقول شهید! https://eitaa.com/s_m_nb https://eitaa.com/joinchat/3404988610C1629cb9d4a ادامه 👇
مصاحبه و تحلیل کوتاهی از مرحوم سیدهادی خسروشاهی راجع به اندیشه‌ها و تفکرات شهید نواب صفوی 15 شما در گذشته اظهار داشته‌اید پس از اعدام نواب صفوی و به ویژه پس از انقلاب،‌ خیلی از مدعیان و دوستان نواب، دروغین بودند و همین باعث افول فدائیان شد. پس چه نسبتی وجود دارد بین فدائیان امروز با آنچه شما از نواب و یاران او سراغ دارید؟ عمده اختلافات چیست؟ البته پس از اعدام شهید نواب صفوی و یارانش و سلطۀ کامل فرمانداری نظامی تهران ـ ژنرال بختیار ـ بر همۀ امور، ‌ دوستان باقی‌مانده شهید نواب، به زندان محکوم یا تبعید شدند و هیچ‌کدام هم دروغین نبودند، اما جرأت و شهامت و یا میدان کار را نداشتند. ادامه پس از پیروزی انقلاب و پیدایش حدود ۸۲ حزب و سازمان و گروه سیاسی ـ اسلامی! عده‌ای هم به علت سابقه آشنایی با فدائیان اسلام و یا بدون هیچ سابقه‌ای در این زمینه، ناگهان به سازماندهی و تشکیل گروه‌هایی به نام «فدائیان اسلام» با پیشوند‌ها یا پسوندهای گوناگون مانند: بنیانگذاران!، وفاداران!، ‌یاران. جمعیت فدائیان و غیره پرداختند که اداره بعضی از آن‌ها بعهده کسانی بود که در دورۀ پیش از کودتای ۲۸ مرداد، نه تنها از جمعیت فدائیان اسلام جدا شده و انشعاب کرده بودند، بلکه با نشر اعلامیه‌ها و مقالاتی علیه شهید نواب صفوی، بد‌ترین و ناجوانمردانه‌ترین اتهامات را بر ضد ایشان منتشر ساختند و حتی یکی از آن‌ها ( روحانی نفوذی جاه طلب در کنار آیت الله کاشانی که بعد از کودتا تغییر لباس داد ونماینده مجلس شد بنام شمس قنات آبادی ) که ضمن ارتباط با اردشیر زاهدی، گروهی به نام «حزب خلق» درست کرده بود، در روزنامه ارگان خود خواستار «اعدام نواب صفوی» گردید و عناصری مانند ابوالقاسم رفیعی و (ابراهیم) صرافان ‌‌ که به علت مشکوک بودن و ارتباط با شاهرخ، پسر ارباب کیخسرو ـ وابسته به سفارت انگلیس و دربارـ مطرود شده بودند، به میدان آمده و میراث خوار خون شهیدان فدائیان اسلام شدند . https://eitaa.com/s_m_nb https://eitaa.com/joinchat/3404988610C1629cb9d4a ادامه 👇
مصاحبه و تحلیل کوتاهی از مرحوم سیدهادی خسروشاهی راجع به اندیشه‌ها و تفکرات شهید نواب صفوی 16 در این میان آقای رفیعی(ابوالقاسم) ـ غفرالله له ـ برای انتخاب شدن در انتخابات مجلس شورای اسلامی در آگهی ویژه‌ای که در کیهان مورخ ۲۳ فروردین ۱۳۶۲ به عنوان «بنیان گذاران» فدائیان اسلام، منتشر ساخت، خود را چنین معرفی نمود: «... ۳۹ سال جنگ مسلحانه برای اسلام، طراح اصلی اعدام‌های انقلابی در حکومت شاه خائن: ۱ـ کسروی قرآن‌ سوز، ۲ـ هژیر ،وزیر طاغوت، ۳ـ رزم‌آرا نخست وزیر، ۴ـ قیام سیاسی ۱۵ خرداد، ۵ـ اعدام انقلابی حسنعلی منصور**، اعزام کننده هزاران فدایی اسلام به جبهه‌ای جنگ نور علیه ظلمت...» از همه جالب‌تر به میدان آمدن آقای شیخ صادق خلخالی (غفرالله له) بود که ناگهان به عنوان «رهبر جدید فدائیان اسلام» به مصاحبه پرداخت! و چند نفر از عناصر مشکوک دور او را گرفتند، در حالی که چند نفر باقی‌مانده اصلی فدائیان اسلام، با او موافقتی نداشتند به ویژه که او به قول آقای عبدخدایی ـ از وفاداران شهید نواب صفوی ـ در خاطرات خود (صفحه ۳۱۴) اصلاً ارتباطی با فدائیان اسلام نداشت «و من به او گفتم ما نیازمند نواب صفوی هستیم ولی شما نواب صفوی ۲۵ سال قبل هم نیستید!»... البته آقای خلخالی با سوءاستفاده از تریبون مجلس، علیه آقای عبدخدایی سخنرانی هم کرد! و پاسخ‌گویی وی هم البته بجایی نرسید! ادامه به هر حال بعضی از این مدعیان دروغین، فاصله ۱۸۰ درجه‌ای با شهید نواب صفوی داشتند و عامل اصلی افول فدائیان اسلام، علیرغم تلاش و کوششی که به عمل آمد، عدم اخلاص در قول و در عمل و فقدان شرایط رهبری از لحاظ معنوی و اخلاقی، در مدعیان رهبری بود! و ظاهراً باید پذیرفت که: ‌ ولکل امه أجل... با توجه به تجربه انقلاب اسلامی، تا چه میزان ایده حکومت اسلامی نواب با این تجربه، همخوان است ؟ بی‌تردید این انقلاب، شکل کامل و ایده آل نوع حکومت مورد نظر شهید نواب است و او در حقیقت شصت سال قبل و پیش از همۀ جریان‌های سیاسی ـ مذهبی، خواستار ایجاد و برقراری چنین نوعی از حکومت بود . https://eitaa.com/s_m_nb https://eitaa.com/joinchat/3404988610C1629cb9d4a ادامه 👇
مصاحبه و تحلیل کوتاهی از مرحوم سیدهادی خسروشاهی راجع به اندیشه‌ها و تفکرات شهید نواب صفوی 17 اما در تجربه اگر اشکالاتی می‌دید ـ که بی‌تردید در هر انقلابی دیده می‌شودـ او هرگز به دنبال «تخریب» و «براندازی» نمی‌رفت، بلکه با عمل به تعالیم اسلامی در وجوب امر به معروف و نهی از منکر، در اصلاح کاستی‌ها می‌کوشید و به نصیحت حکام و مسوولان امور می‌پرداخت و هرگز به خود اجازه نمی‌داد که با «زاویه‌گیری» انحرافی، بجای اصلاح امور، بر آن صدمه و لطمه وارد سازد و ای کاش که دوستان معاصر نیز چنین می‌بودند و چنین می‌کردند... البته ای کاش! پایان https://eitaa.com/s_m_nb https://eitaa.com/joinchat/3404988610C1629cb9d4a
فدائیان اسلام
یکی از بهترین چهره‌ها برای دانستن بیشتر از مشی و مرام #شهيى_سيد_مجتبی_نواب_صفوی،مرحوم #سید_هادی_خسرو
(ره) در کتاب «کشف اسرار» ضمن انتقاد از «کتاب ننگین با آن اسم شرم آور که گویی با لغت جن نوشته شده و آمیخ و آخشیج‌ها و صد‌ها کلمات وحشی» می‌نویسند: «... هم‌کیشان دیندار ما، برادران پاک ما، دوستان پارسی زبان ما، جوانان غیرتمند ما، هموطنان آبرومند‌ ما، این اوراق ننگین، این شالوده‌های نفاق، این برگرداندن به مجوسیت، این ناسزا‌ها به مقدسات مذهبی را بخوانید و در صدد چاره‌جویی برآیید. با یک جوشش ملی، ‌با یک جنبش دینی، با یک غیرت ناموسی، با یک عصبیت وطنی، ‌** با یک اراده قوی، با یک مشت آهنین، باید تخم این ناپاکان بی‌آبرو را از زمین براندازید. این‌ها ودیعه‌های خدایی را دستخوش هوی و هوس خود می‌کنند. این‌ها کتاب‌های دینی شما را که با خون‌های پاک شهدای فضیلت به دست شما رسیده آتش می‌زنند، این‌ها عید آتش زدن کتاب دارند. ‌هان آبرومندانه از جای برخیزید تا «بر شما چیره نشوند» (کشف اسرار، ص ۷۴، چاپ قم، انتشارات آزادی، ۱۳۵۸) البته این لحن تند امام خمینی با توجه به هجمه‌هایی بود که در آن دوران از سوی عناصر مشکوکی مانند حکمی‌زاده و کسروی و غیره، بر ضد اصول اساسی اسلام و تشیع آغاز شده بود و «ایرانی‌ گرایی» به عنوان یک پدیدۀ نامیمون، به جای «اسلام گرایی» تبلیغ می‌شد. اما امام، پس از پیروزی انقلاب اسلامی ضمن انتقاد از روش کسروی نقطه مثبت او را یادآوری نموده و او را تاریخ‌نویس خوب می‌نامد: «... دور کردن مردم از ادعیه و کتب دعا که یک وقتی آتش می‌زدند، در روز آتش سوزی کتاب‌های عرفانی و دعا... این‌ها تأثیر دعا را در نفوس نمی‌دانند... دعا را نباید از بین جمعیت بیرون برد... این یک مطلب غیر صحیحی است که به اسم اینکه «قرآن باید بیاید میدان»، آن چیزی که «راه» هست برای قرآن، از دست داد... این‌ها وسوسه‌هایی از شئون شیطان است.. دعا و حدیث را اگر استثنا کنیم، قرآن هم رفته است... آنقدر معارف در ادعیه ائمه ـ علیهم‌السلام ـ هست و مردم را دارند از آن جدا می‌کنند ـ که احصا نمی‌توان کرد ـ لسان قرآن است ادعیه... اگر بگوییم ما کاری با ادعیه نداریم و در آتش سوزی، کتاب دعا را بسوزانیم، کتاب عرفا را بسوزانیم، از باب اینست که نمی‌دانند... وقتی انسان از حد خودش پایش را بالا‌تر گذاشت، در اشتباه می‌افتد. کسروی یک آدمی بود تاریخ نویس، اطلاعات تاریخی‌اش هم خوب بود. قلمش هم خوب بود اما غرور پیدا کرد رسید به آنجایی که گفت من هم پیغمبرم... ادعیه را هم کنار گذاشت پیغمبری را پایین آورده در حد خودش. نمی‌توانست برسد به بالا آن را آورده بود پایین ! ادعیه و قرآن و این‌ها همه با همند این عرفا و شعرای عارف مسلک و فلاسفه، همه یک مطلب می‌گویند. تعبیرات مختلف است. زبان‌ها مختلف است زبان شعر یک زبانی است. حافظ زبان خاصی دارد و‌‌ همان مسائل را می‌گویند که آن‌ها می‌گویند اما با یک زبان دیگری. نباید از این برکات، مردم را دور کرد.» (تفسیر سوره حمد، چاپ موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، صفحات: ۱۴۸ و ۱۴۹ و ۱۸۹ و ۱۹۰) به نظر من این عادلانه‌ترین و منصفانه‌ترین شهادتی است که شخصیتی‌ چون امام خمینی (ره) درباره احمد کسروی بیان کرده‌اند: «مورخ خوبی بود» دچار غرور شد و به کج راهه رفت و خود را «برانگیخته» نامید و آئین ایرانی‌گری «پاکدینی» را بجای اسلام به ارمغان! آورد تا مردم به «آخشیج»‌‌های او در «ورجاوند بنیادش» عمل کنند تا رستگار! شوند... راستی بهتر از این، چه نوع برخوردی، با چنین چالشی می‌توان تصور کرد؟! https://eitaa.com/s_m_nb https://eitaa.com/joinchat/3404988610C1629cb9d4a
(قدس سره ) : ‌‏‏هرگز امان نامه کفر و شکر را امضا نمی کنیم‏ ‏‏چیزی که در سرنوشت روحانیت واقعی نیست سازش و تسلیم شدن در برابر کفر و‏‎ ‎‏شرک است. که اگر بندبند استخوانهایمان را جدا سازند، اگر سرمان را بالای دار برند،‏‎ ‎‏اگر زنده زنده در شعله های آتشمان بسوزانند، اگر زن و فرزندان و هستی مان را در جلوی‏‎ ‎‏دیدگانمان به اسارت و غارت برند هرگز امان نامۀ کفر و شرک را امضا نمی کنیم ‏ ‏‎ ‏کتاب امام به روایت امام https://eitaa.com/s_m_nb https://eitaa.com/joinchat/3404988610C1629cb9d4a