یا محول الحول و الاحوال
باورم نمیشه
دیشب و امشب چطور میتونه اینهمه متفاوت باشه
حتی به یه چای ساده با ترس و لرز لب میزدم
آخ خدا
حول حالنا الی احسن الحال
السلام علی امنا زهرا :)
دقیق و ماهرانه ... مثل یک عکاس میچرخد
به سمت سوژه اش آرام و با وسواس میچرخد
تمام عمر خود را در سماع عشق طی کرده
تمام عمر ، مست از عطر و بوی یاس ، میچرخد
زمین هم عضوی از منظومه عشاق سرگردان !
که دور بانوی خورشید با احساس میچرخد
همان که دست ایزد بر سرش بوده ست همواره
ولی دستان او با دسته دستاس میچرخد !
اگر چه گاه دنیا عرصه ی تنگی ست عاشق را
ولی بازار عشق این پیشه حساس میچرخد
فدک را گرچه از دستش درآوردند نامردان
فلک روی دو انگشتش به طرزی خاص میچرخد
اگرچه یاس را از شاخه اش کندند عابر ها
زمانه برخلاف میل این اشخاص میچرخد
اگرچه یاس را از شاخه اش کندند عابر ها
زمین تا لحظه ای که پر شود از یاس میچرخد
و میچرخد زمین تا لحظه موعود میدانم
به دست عاشقان می افتد این میراث . . .
میچرخد
- فرزندت