به لطف بسیجی ها -سبحان الله- افتاده توی دهنم
من میگم سبحان الله و معصومه ی نه ساله وقتی میشنوه سریع ترجمه میکنه : منزه است خدا
حالا وایستادم و الله اکبر نمازمو گفتم که شنیدم داره میگه عه! زینب گفت الله اکبر
لابد انتظار تغییر اذکار نماز به نفع تکه کلام بسیجو داره🚶♂😂
دو رکعت نماز صبح ادا میخوانم سبحان الله
یه حدیث خوندم که
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمودند : هر كس بگويد «سبحان اللّه » خداوند به سبب آن يك درخت در بهشت برايش مى نشاند
- مثلا بریم اونجا یه جنگل سرسبز بهمون بدن که روی درش نوشته باشه A001
بعد ما بگیم عه سبحان الله 🚶♂😂
امام زين العابدين عليه السلام :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمودند: هر كس بگويد «سبحان اللّه » خداوند به سبب آن يك درخت در بهشت برايش مى نشاند، و هر كس بگويد «الحمد للّه » خداوند به سبب آن يك درخت در بهشت برايش مى نشاند، و هر كس بگويد «لا إله إلاّ اللّه » خداوند به سبب آن يك درخت در بهشت برايش مى نشاند، و هر كس بگويد «اللّه أكبر» خداوند به سبب آن يك درخت در بهشت برايش مى نشاند. مردى از قريش گفت: اى پيامبر خدا! [پس ]درختهاى زيادى در بهشت داريم! فرمود: درست است، اما مبادا آتشى بفرستيد و همه آنها را بسوزانيد؛ زيرا خداوند عزّوجلّ مى فرمايد: «اى كسانى كه ايمان آورده ايد! از خدا اطاعت كنيد و از پيامبر اطاعت كنيد و كارهاى خود را از بين نبريد»
تموم شد ؟ اره
شروع شد ؟ اره
نَفَسم تعلل میکنه برای در اومدن...
اکسیژن کم شده
مرد ! اره مرد
کسی مرد که میشه گفت اولین خاطره های شعر گفتنم رو از وجودش دارم
کسی مرد که جیغ جیغ های کودکانه منو روزهای طولانی با صبوری گوش میکرد
کسی مرد که لحظه های جدید خیلی قشنگی برامون ساخت !
خانمِ ندیمی
زندگی چقدر طول کشید ؟
از وقتی چشماتو وا کردی تا وقتی خاک ها رو ریختن روی سرت چقدر طول کشید ؟
شاید اندازه خوردن یکی از همون بستنی قیفی هایی که تو بستنیِ هانی با بچه ها میخوردیم
شاید اندازه اون شیرکاکائویی که تو پارک دم در مدرسه خوردیم
شاید حتی کمتر
خانم ندیمی من خیلی شوکه ام از شنیدن خبرت
با اینکه میدونستم ...
میدونستم با اون وضعیت و مریضی و لابد دردهای شدیدت خیلی احتمالش زیاده که بری
خانم ندیمی
چقدر دنیا تند میگذره
چقدر تند
مگه چقدر گذشته از روزی که پشت فرمون اصرارت میکردم که زودتر بیت اول شعرو بگو که ما ادامه بدیم
مگه چقدر گذشته از روزی که بستنی من توی مغازه پخش زمین شد
چیزی نگذشته
نه که نگذشته ...سال ها گذشته
ولی خیلی تند
خیلی تند
حالا من و دوتا حس ...
یکی غصه اینکه خیلی زود و با درد رفتی غصه صبایی که کوچیکه غصه اینکه میخواستم بیام ببینمت و نیومدم غصه اینکه دیگه اینجا نیستی
و یکی غصه خودم که معلوم نیست کی و کجا و چطور قراره بیام اونجا !
که هنوز به هیچ کدوم از خواسته هام که باید برای تلاش کنم نرسیدم
و انسان با تلاشش اندازه گیری میشه
و مشغول بازی ام 🙂
خانم ندیمی دعا کن !
تو از اونجا ما از اینجا
و خدافظ.
پایان
سیزده بدر واقعی ما این است که از خودمان بیرون بیاییم، از خانههای تنگ و تاریک افکار خرافی خودمان به صحرای دانش و بینش خارج شویم.
📝 یادداشتهای استاد مطهری، ج6، ص131
گفتی زمان کم است بپا خیز ! گفتی سر قرار بیایم
هرچند برگـ - برگ ، خزانم باید پر از بهار بیایم