میگفت وا میستاد نزدیک سد رضا نریمانی و میگفت اینو بخون: عمه بیا گمشده پیدا شده کنج خرابه شب یلدا شده. . .
913.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امید اکبری!
تو سال دیگه جانباز میشی
- نه ...
به مامانش گفت اصن برام دعا میکنی؟
گفت آره مادر چرا دعا نکنم ؟!
دعا میکنم سلامت باشی ... بالا سر پسرت باشی ... خدا بهت خونه بده
گفت نه مامان! دعا کن
گفت چه دعایی
گفت بگو الهی شهید بشی! :)
اولین بار وقتی شناختمش که سید رضا نریمانی با سوز میخوند:
من الان کجام امید اکبری الان کجاست ؟!
میدونم الان تو روضه خونی بهشتیاست...
بعدا دیدم! عه
خیلی از این مداحیای خاص رفاقتی ای که سید رضا خونده انگار به یه نحوی مرتبط با شهید امید بوده(:
برای پیام هایی که دلم را لرزاند...
و یکی شان به آواز موزون حزن بود : به جات گریه کردم!
ازون روزی که پا به پات گریه کردم
تو هرجا نبودی به جات گریه کردم
شدم حنجرت بغضتو مزه کردم
با ابرای توی هوات ! گریه کردم
با چشمای تو خیره موندم به گنبد
توی کربلا با صدات گریه کردم
یادت باشه اون دنیا اشکا می ارزن...
یادت باشه اینجا برات گریه کردم
تو صحن همونی که شد کشته اشک
اره من تو صحن آقات گریه کردم
دلت صاف باشه... من اینجا به جاتم
به جات پا گذاشتم به جات گریه کردم ...
ــ ز.یوسفی
هدایت شده از هتلِ بی ستاره!
بر فرش حرم گرد و غباریم و نشستیم
مارا نتکانی،نتکانی، نتکانی!
حسن لطفی